گفتم گفت

گفتم گفت - محدثى، جواد - الصفحة ٥٤

مطلوب‌ترى خواهيم رسيد.

گفت: سخن پايانى را تو مى‌گويى يا من بگويم؟

گفتم: خوشتر آن است كه از تو بشنوم.

گفت: بكوشيم كه در نوروز، روزى نو داشته باشيم؛ هماهنگ با طبيعت گام برداريم و ما هم نو شويم؛ با خود و خدا آشتى كنيم؛ عمر را تاراج ندهيم؛ به باختن و خسارت تن ندهيم و سرانجام، «بهارى» شويم.

- من چه داشتم كه بگويم؟ اين شعر از خاطرم گذشت:

روزى كه در آن نكرده‌اى كار

آن روز ز عمر خويش مشمار