إحياء الميت بفضائل أهل البيت عليهم السلام - السيوطي، جلال الدين - الصفحة ٦١ - حديث هفتم
-حديث هفتم
: عبد بن حميد [١] در مسند خويش از زيد بن ثابت [٢] نقل نموده است كه
قيعنى: گوئيا من (به سوى خداوند) فرا خوانده شدهام و مىبايست پاسخگوى اين دعوت باشم. من در بين شما دو چيز گرانبها بهجا مىگذارم كه يكى از آنها از ديگرى بزرگتر است، كتاب خدا و نزديكانم را پس بنگريد كه در نبود من چگونه آن دو را پاس مىداريد و به درستى كه آن دو تا هنگامى كه در كنار حوض بر من وارد گردند هرگز از يكديگر جدا نمىشوند. "آنگاه فرمود: به درستى كه خداوند عز و جل سرپرست من است و منهم سرپرست هر مؤمنى هستم"سپس دست على عليه السّلام را گرفته فرمود: هركس كه من سرپرست او هستم اين مرد سرپرست اوست بار خدايا يارى نما هركسى كه او را ياور باشد و دشمن بدار هرآنكس كه وى را دشمن مىدارد". حاكم پس از نقل اين حديث گفته است: اين حديث با در نظر گرفتن شرط شيخين (مسلم و بخارى) صحيح است (توضيح: مسلم و بخارى در صحيحين خويش احاديث داراى شرائط مخصوص را نقل كردهاند و يك حديث ممكن است داراى شرط مسلم يا بخارى و يا هر دوى آنها باشد. مسلم احاديث نبوى را به سه دسته منقسم مىنمايد: الف-اخبارى كه راويان آنها داراى اعتقاد صحيح و نيز اتقان در نقل هستند و در روايتشان اختلاف شديد و غلط فاحش وجود ندارد ب-اخبارى كه راويان آنها از لحاظ حفظ و اتقان به پايه راويان اخبار مندرج در بند الف نمىرسند ج-اخبارى كه راويان آنها در نزد اغلب اهل حديث متهم مىباشند و مسلم اخبار روايت شده از راويان دستهء اخير را در كتاب خويش نقل ننموده است شرط بخارى بنا به نقل حافظ ابو الفضل بن طاهر آن است كه: "راويان خبر همگى موثق بوده اين وثاقت مورد اتفاق اهل حديث باشد بعلاوه لازم است سند خبر متصل بوده و به يكى از صحابه مشهور منتهى گردد". بنا به قول حافظ ابو بكر حازمى"شرط بخارى آن است كه اسناد خبر متصل، راويش مسلمان و راستگو، و به دور از خيانت و غش بوده، متصف به عدالت، حفظ، سلامت اعتقاد و دورى از اشتباه باشد. جهت اطلاع بيشتر مىتوان به صحيح مسلم ج ١ ص ٢ و فتح البارى بشرح صحيح البخارى ج ١ ص ٧ مراجعه نمود-مترجم) . نسايى نيز حديث مذكور را با اندك اختلاف در لفظ در ص ٢١ كتاب "الخصائص"نقل نموده، در پايان آن آورده است كه به زيد بن ارقم گفته شد: آيا تو خود اين حديث را از پيامبر صلّى اللّه عليه و آله شنيدى؟وى در پاسخ گفت: هيچيك از افراد زير سايبانها باقى نماند مگر آنكه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و آله را ديده اين حديث را از ايشان شنيد حديث مذكور را متقى هندى در ص ١٥٤ ج ١ كنز العمال و نيز محب الدين طبرى در ص ١٦ كتاب ذخائر العقبى باب فضل اهل البيت (عليهم السلام) به نقل از ترمذى آوردهاند. برخى از ديگر مصادر حديث مذكور شامل: مسند احمد ج ٣ ص ١٧ و ج ٤ ص ٣٦٦، سنن بيهقى ج ٢ ص ١٤٨ و ج ٧ ص ٣٠، سنن دارمى ج ٢ ص ٤٣١، مشكل الآثار ج ٤ ص ٣٦٨، اسد الغابة ج ٢ ص ١٢، مستدرك الصحيحين ج ٣ ص ١٠٩ و ص ١٤٨، مجمع الزوائد ج ١ ص ١٦٣ و ج ١٠ ص ٣٦٣، طبقات ابن سعد ج ٢ ص ٢، حلية الاولياء ج ١ ص ٣٥٥، تاريخ بغداد ج ٨ ص ٤٤٢، الصواعق المحرقة ص ٧٥، الرياض النضرة ج ٢ ص ١٧٧، نزل الابرار ص ٣٣، ينابيع المودة ص ٣١، مصابيح السنة ص ٢٠٥، جامع الاصول ج ١ ص ١٨٧، المواهب اللدنية ج ٧ ص ٧ مىباشند.
[١] -ابو محمد عبد بن حميد بن نصر كشى از اهالى روستاى كش سمرقند بود و از عبد الرزاق بن همام، ابو داود طيالسى و ديگران روايت حديث مىنمود. بخارى، مسلم و ترمذى از وى رواياتى نقل كردهاند. او از ثقات و از جمله دانشمندانى است كه در زمينهء حديث و تفسير، تأليفاتى دارند وى در سال ٢٤٩ هـ ق. درگذشت. زندگينامهء وى در تهذيب التهذيب ج ٦ ص ٤٥٧-٤٥٥، رجال قيسرانى ص ٣٣٧، شذرات الذهب ج ٢ ص ١٢٠، تذكرة الحفاظ ج ٢ ص ٥٣٤ و طبقات الحفاظ سيوطى ج ٢ ص ٤ موجود است.
[٢] -ابو سعيد زيد بن ثابت بن ضحاك انصارى خزرجى از كتّاب وحى بود و در سال ٤٥ هـ ق. درگذشت.