كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ٣٣

كه برودت باشد رطوبت لازم آيد.

پس با حرارت يبوست مشاركست بفعل. و با برودت، رطوبت همچنان. پس ما چون حروف شخصى و كوكب شخصى كه بشخص مطلوب منسوبست‌ [١] معرب و معجم كنيم، و اگر در اوّل حروف مجزوم افتد بجرّش عوض كنيم يا مقلوب كنيم، حروفات معرب و معجم برابر افتد و راست آيد [٢]. و اين معنى در بعضى اسما افتد و در بعضى نيفتد [٣].

الفصل السّابع‌

چون خواهيم كه عمل محبّت كنيم يا بغض‌ [٤] اوّل حرف از نام طالب‌ [٥] و نام مطلوب و حرف اوّل از آن كوكب كه بشخص مطلوب منسوبست بستانيم و تركيب كنيم و على هذا القياس تا جمله حروفات مركّب شود، پس معرب و معجم كنيم. و آن چنان باشد كه هر حرف كه حارّ باشد منصوب كنيم، و حرفى كه يابس باشد مرفوع كنيم، و حرفى كه بارد باشد


[١] - پس ما چون شخصى و كوكب كه با شخص مطلوب منسوب بود: ض‌

[٢] - برابرى آيد: ش‌

[٣] - و در بعضى نه: ش.

[٤] - عمل محبت با بغض كنيم: ش‌

[٥] - خود: ض.

اما ملازمه حرارت با يبوست، و برودت با رطوبت، شايد مقصود احوال عرضى ظاهرى باشد و گر نه اين ملازمه بالذّات مسلّم نيست چه عقيده قدما در عناصر يا اركان اربعه اين است كه آتش گرم است و خشك و هوا گرم و تر (حارّ و رطب) و آب بارد رطب و خاك بارد يابس.- پس حرارت با رطوبت و برودت با يبوست نيز در طبايع اصليّه موجود است (رجوع شود بشفاء و كليات قانون ابو على سينا و شرح نفيسى).