كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ٣٤

مجرور كنيم و حرفى كه رطب باشد مجزوم كنيم. چون اين حرفها معرب و معجم شود، اين رقيه عمل مطلوب باشد. آن را ميخواند و آن بخور كه بكوكب شخص مطلوب منسوب بود آن وقت بآتش مياندازد، مقصود حاصل شود بفرمان خداى عزّ و جل‌ [١].

مثالش‌ [٢] خواستيم كه حروف نام محمود و فاطمه و حروف زهره كه بشخص مطلوب منسوبست معرب و معجم كنيم. حروف محمود بنهاديم م ح م و د- و حروف فاطمه نهاديم ف ا ط م ه- و آن كوكب منسوب يعنى كه از بهر محبّت نهاده‌اند م ف ذ غ.

پس حروف اوّل از نام محمود و فاطمه و زهره بستديم بر اين شكل مفم.

باز حرف دوم از اسما بستديم بر اين شكل حاف. باز حرف سوم از اسما بستديم بر اين شكل مطذ. باز حرف چهارم بستديم بر اين شكل و مغ.

حروف كوكب تمام شد و حروف محمود و فاطمه از هر يك يك حرف مانده بود. پس حرف اوّل از زهره باز پس آورديم، و حرف اوّل از زهره بآخر محمود و فاطمه جمع كرديم دهم. و اين همه اسما [٣] كه آورديم رقيه عمل مطلوب باشد، معرب و معجم كنيم بر اين شكل:

مفم حاف مطذ و مغ دهم‌ [٤]


[١] - انشاء اللّه تعالى: ش‌

[٢] - مثال: ش.

[٣] - اسماها: ش.

[٤] - اعراب حروف مطابق عقيده صاحب كتابست كه حروف حارّ را فتح و يابس را ضمّه و رطب را كسره و بارد را سكون دهند اما قول مشهور با نوشته كتاب اختلاف دارد چنانكه در مقدّمه نوشته‌ايم.