كنوز المعزمين - ابن سينا - الصفحة ٨ - مقالت اول- در طبايع حروف
خشم در هم ماليدم. چون آن نقش تباه شد و باطل گشت در حال گوسپندان باز گشتند. و بعد از آن بدفعات رفتم و موم بر آن صورت نهادم هيچ تأثيرى نكرد.
و از اينجا معلوم ميشود كه وقت را تأثير تمام است و همه بيك سان نشايد شمردن. و در اختيار كارها كه مردم پيش گيرند در هر كارى تأمّل كنند و در هر باب بنگرند و دلائل نگاه دارند تا مقصود زود حاصل شود و در عمل خطا نيفتد.
[قسم اول منقسم بر هفت مقالت]
مقالت اول- در طبايع حروف
حروف [١] ابجد را بچهار قسم كردهاند، حروف آتشى و خاكى و بادى و آبى را جدا كردهاند، و فتح را بآتشى و ضمّت [٢] را بخاكى و كسر را ببادى و جزم را بآبى دادهاند [٣] چنانك نموده ميشود.
حروف آتشى- ا و ى ل م ن ع.
حروف خاكى- ج ز ك س ف ت ح.
حروف بادى- ه ر ش ث ذ ص ط.
حروف آبى- ب د خ ظ غ ض ق [٤].
[١] - خ (حروف) ندارد.
[٢] - خ (ضمّه) اختلاف رسم الخط.
[٣] - خ (دادهاند) ندارد.
[٤] - قاعده تقسيم حروف بيست و هشتگانه را بطبايع و عناصر اربعه و كواكب سبعه و بروج اثنا عشر و ساير امور مربوط بفنون غريبه با اختلاف عقايد و سليقهها در اعتبار دايره ابتث و ابجد و اهطم و اجهب و غيره در مقدّمه شرح داديم و گفتيم كه مأخذ و مقياس اعمال مؤلف اين كتاب دايره اجهب است. و چون اين مفتاح را در دست داشتيم نسخه را كه در ضبط و تعيين حروف متعلّق بهر عنصرى بسيار مغشوش و