رساله جوديه - ابن سينا - الصفحة ٤٤ - دوره استقلال طب اسلامى

ج- استقلال فكرى- پس از آنكه پزشكان ايرانى توانستند در دنباله مكتب بقراط و جالينوس نتيجه تتبّعات و تجربيّات خود را بمنصه ظهور برسانند بايد گفت كه اين امر نتيجه دانش و استقلال فكرى آنان ميباشد كه در جميع مطالب معتقد به بيان استاد نبوده بلكه بعللى كه بيان كرديم از خود تراوشاتى بعلّت همين استقلال فكرى در كتب خود بيان داشته‌اند چنانكه رازى در كتاب معروف خود بنام «مرشد» يا «فصول» كه از روى فصول بقراط اقتباس نموده در مقدّمه چنين گويد:

«چون كتاب فصول بقراط را از حيث عدم نظم و تفصيل براى طالبين» «دانش و متعلمين مشكل ديدم از اين جهت بر آن شدم كه اين كتاب را» «تنظيم كنم كه مدخل صناعت طبّ و طريقه آسانى براى شاگردان باشد.» د- ايراد و خرده‌گيرى بر كتب يونانيها- پزشكان اسلامى بخصوص ايرانيها پس از آنكه دوره ترجمه كتب يونانى بپايان رسيد همان طور كه در بالا بيان داشتيم استقلال فكرى حاصل نموده و كتب يونانيان بخصوص دو نمونه بزرگ عالم طبّ يعنى بقراط و جالينوس را حلاجى و زير و رو كرده‌اند، گر چه ترجمه‌هائى كه از كتب طبّى بعمل آمده بود كامل العيار نبودند بلكه نقائصى در آن مشاهده ميشده چنانكه بو على سينا بدين مطلب در شرح حال خود كه بشاگردش ابو عبيد الواحد بن محمّد الفقيه الجوزجانى املاء نمود ميگويد: «من چهل بار كتاب ما بعد» «الطبيعه ارسطو را خوانده كه كاملا آن را از حفظ بودم ولى خوب آن را» «نفهميده بودم و تصوّر چنين مينمودم كه براى فهم و درك آن راهى نباشد» «اتّفاقا كتاب (اغراض ما بعد الطبيعه) ابو نصر فارابى را يافتم پس از آن» «بكمك اين كتاب فلسفه و حكمت ارسطو را درك نمودم».