ملاقات محبوب - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣٠ - ايستگاه تقوى
خالى برگشته در حالى كه هر دو را به عنوان حاجى و زائر خانه خدا مىشناسند. در واقع اهداف برتر حجّ را آيه مذكور به وضوح توضيح داده است. اين آيه پس از اشاره به مشخّص بودن ماههاى حجّ كه عبارتاند از: شوّال، ذىالقعده و ذىالحجّه، التزام امورى كه بر فرد محرم واجب است تا به تولّد دوباره برسد را دوباره تأكيد مىكند.
تولّدى كه هدف اصلى حجّ است، اين امور عبارتاند از: نزديكى نكردن با همسر، سرپيچى نكردن از فرمان خدا، منازعه و جدال نكردن در خلال حجّ.
(فَلَا رَفَثَ) لازم است زائر خانه خدا از آنچه كه به شهوت جنسى وابسته است دورى گزيند، فقها مىگويند: مُحرم حتّى نبايد شاهد بسته شدن عقد ازدواج باشد. پس چشمپوشى از جاذبههاى جنسى حتّى براى مدّتى محدود امرى است كه بايد از آن دورى كنيم.
(وَلَا فُسُوقَ) براى فسوق تفسيرهاى عديدهاى ارائه شده است.
ولى جامعترين تفسير عبارت است از: هر چيزى كه انسان را از راه صواب بازدارد. يعنى ضرورت التزام به ترك گناه؛ چه صغيره و چه كبيره، به بيانى ديگر حجّ برنامه متكاملى است در جهت تربيت و تزكيه مستقيم حجّاج. هر گناهى كيفرى دارد و كيفر برخى از گناهان در حالى كه حاجى به كرّات مرتكب آن شود تا آنجا مىرسد كه باعث بطلان حجّ مىشود. و اين جداى از قبول يا ردّ حجّ در درگاه الهى است. و شايد بهترين مثال براى فسوق در حجّ در بر كردن لباس است، چه مادّى وچه معنوى، در بر كردن هر چيزى باعث تمايز طبقاتى يا تمايز قومى و غير از آن مىشود. يعنى حجّ فريضه مساوات مردم در برابر آفريدگارشان