ملاقات محبوب - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٨٤ - تعميق فروتنى در مقابل آفريدگار
و خداوند نداى اورا به هر گوش شنوايى رسانده سالها و قرنها مىگذرند و هنوز سيل جمعيّت هر سال با عشق و اشتياق زائدالوصفى بسوى خانه خدا مىشتابند، و تمام مشكلات وخطرات را بجان مىخرند تا اينكه به بيت اللَّه الحرام برسند.
تعميق فروتنى در مقابل آفريدگار
از جمله آداب حجّ و مستحبات آن پياده راه رفتن مىباشد، خداوند متعال در حجّ پيادهها را بر سوارهها برترى داده است، و اين نشانگر لزوم خضوع و فروتنى در برابر خداوند متعال مىباشد. در همين رابطه روايت شده است كه حضرت سجّاد عليه السلام با پاهاى پياده و برهنه خارهاى بيابان و ريگهاى داغ و صخرههاى مرتفع و راههاى ناهموار را در نورديده و به حجّ مشرّف مىشدند.. ديگر اينكه ايشان در راه سفر حجّ به كاروانهايى كه از راه دور عازم حجّ بودند خدمت مىكردند در حالى كه آنها ايشان را نمىشناختند. يك بار كه ايشان مشغول خدمت به قافلهاى كه از كوفه آمده بود، بودند كاروانى از مدينه به آنها رسيد، حجّاجى كه از مدينه آمده بودند ايشان را مىشناختند و پروانهوار به گردايشان حلقه مىزدند و از علوم و معارف آن امام بزرگوار بهرهمند مىشدند، به او متبرّك مىگشتند و از او طلب دعا مىكردند.. حجّاج كوفى با ديدن اين منظره متعجّب شده، پرسيدند: اين مرد كيست؟
مدنيان جواب دادند: ايشان امام على بن الحسين بن على بن ابيطالب عليهم السلام مىباشند. سپس گفتند: ما مانند افراد خودمان با ايشان برخورد مىكرديم، بلكه بدليل غريب بودنشان در ميان ما امر و نهى نيز