ملاقات محبوب - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٣١ - ايستگاه تقوى
است، هيچكس بر ديگرى برترى ندارد، و هيچكس بر ديگرى تفاخر نمىورزد، تمام محرمين با لباسهاى يك شكل و يك نوع محرم مىشوند، و هيچكس اجازه ندارد از خود چيزى در حجّ ابداع كند و فقط بايد اوامر الهى را اطاعت كند.
حجّ فريضه عقيده و عمل است؛ فريضهاى است كه فرد معتقد و عملش را قوام مىبخشد. انسان در حجّ بايد از نظر عمل و گفتار بياد آورد كه كرامت و قيمتش به ثروت و مليّت، به روابط اجتماعيش، يا منصب و مقامش، يا امورى مانند اين زائل شدنى نيست. بلكه كرامت انسان خصوصيّاتى ذاتى دارد. در واقع انسان از ثروت، ملّيّت روابط و مقامهاى دنيوى ارزش بيشترى دارد. اگر فرض كنيم انسانى تنها ومجرّد زندگى مىكند ومال و ثروت و امكاناتى هم در اختيار ندارد..
آيا اين انسان بىارزش است؟
اسلام آمده براى اينكه بگويد ارزش انسان به خود اوست و نه به آنچه او را احاطه كرده است همانگونه كه ارزش دُرّ به خود دُرّ است وبا صيقلى كردن آن بر ارزش ذاتى آن افزوده نمىشود.
(وَلَا جِدَالَ) كسى كه از حقيقت وجود خودش غافل است هميشه براى دفاع از خود، به آب و آتش مىزند:
(وَكَانَ الْإِنسَانُ أَكْثَرَ شَيْءٍ جَدَلًا) [١].
«و انسان از همه بيشتر به جدال مىپرداخت.»
زائر خانه خدا به قصد پاك شدن به حجّ مىرود، نه فقط پاكى از گناهان، بلكه پاكى از آن ريشههاى فاسدى كه گناهان از آنها سرچشمه
[١] - سوره كهف، آيه ٥٤.