زندگانى رئيس مذهب تشيع حضرت جعفر بن محمد(ع) - مدرسى، سيد محمد تقى - الصفحة ٢٩ - دانشگاه بزرگ
نمىبينى كه خورشيد و ماه و شب و روز داخل مىشوند و از يكديگر سبقت نمىگيرند، مىروند و باز مىگردند و مجبور و خاضعند. براى آنان جز جايى كه دارند جاى ديگرى نيست. پس آنان اگر نيرو و قدرت دارند مىتوانند بروند و باز نگردند اگر مجبور و مضطر نيستند. چرا شب به هنگام روز و روز به هنگام شب جلوه گر نمىشود؟ بلكه آنان براى خدا به اضطرار افتادهاند اى برادر مصرى. اعتقادى كه شما به سوى آن مى گراييد و مىپنداريد از دهر است. (ماده و طبيعت) اگر دهر آنان را مىبرد چرا بازشان مىگرداند و اگر بازشان مىگرداند چرا مىبردشان؟ آيا مگر آسمان را بر افراشته و زمين را فرو گذاشته نمىبينى؟ نه آسمان بر زمين فرو مىافتد و نه زمين بر فراز آنچه در زير آن است، به نشيب مىآيد. به خدا سوگند كه خالق ومدبرش آنرا نگهداشته است».
هشام گويد: زنديق با شنيدن اين سخنان بر دست ابو عبداللَّه عليه السلام ايمان آورد و آنحضرت به هشام گفت: او را امشب درياب و آموزشش ده.
٣- زنديق ديگرى نزد امام صادق آمد و از او در باره برخى مسائل نظرى پرسش كرد ميان امام صادق و زنديق اين بحث در گرفت: زنديق:
چگونه مردم خداى را عبادت مىكنند در حالى كه او را نديدهاند؟
امام صادق فرمود: دلها، خدا را با نور ايمان مى بينند و خردها با بيداريشان آن را مانند امور آشكار، ثابت مىكنند و ديدگان با ديدن زيبايى تركيب و استوارى تأليف (پيوستگى) او را مىبينند.
از طرفى پيامبران و آياتش و كتابها و محكماتش وجود او را اثبات