قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ١٠٠ - علامت اسم منسوب و پارهاى از احكام آن
حذف كرد مانند: مكّى كه اسم منسوب به « مكّه » مىباشد.
د: كلمهاى كه داراى الف ممدود يا الف مقصور است در صورتيكه ايندو حرف در مرتبه چهارم بوده و نيز حرف دوم كلمه ساكن باشد در آن دو وجه جائز است:
١- آنكه الف را به « واو » قلب مىكنند.
٢- آنكه الف را حذف مينمايند.
مانند: حبلّى و حبلاوىّ و حبلوىّ در اسم منسوب به « حبلى » .
و اگر الف در مرتبه پنجم يا بيشتر قرار گرفته يا در مرتبه چهارم باشد ولى حرف دوّم كلمه ساكن نباشد حذف آن در وقت نسبت لازم است مانند: حبارىّ در اسم منسوب به « حبارى » و جمزىّ در اسم منسوب به « جمزى » .
ه: ياء منقوص اگر در مرتبه پنجم واقع باشد حذف ميشود مانند: مقتدىّ كه اسم منسوب به « مقتدى » مىباشد.
و: هر الف و يائى كه در مرتبه سوّم قرار گرفته باشند واجب است در وقت نسبت به « واو » قلب شوند مانند: فتوى و عموىّ در اسم منسوب به « فتى » و « عمى » .
ز: هر كلمهاى كه بر وزن فعل (بفتح فاء و كسر عين) يا فعل (بضم فاء و كسر عين) يا فعل (بكسر فاء و عين) بيايد در وقت نسبت كسره عين الفعل به فتحه مبدّل ميشود مانند: نمرىّ و دئلىّ و ابلى در اسم منسوب به « نمر » و « دئل » و « ابل » .
ح: علامت تثنيه را در وقت نسبت حذف بايد نمود (چنانچه در جمع سالم نيز علامتش را بايد حذف كرد لذا در منسوب به « زيدان » و « زيدون » مىگوئيم: زيدى.
ط: كلمهاى كه چهار حرفى بوده و حرف دوّم و سوّمش در هم مدغم باشند مانند:
طيّب در وقت نسبت بايد حرف سوّم را حذف كرد لذا در اسم منسوب آن مىگوئيم: طيّبى (بسكون ياء).
ى: كلمهاى كه بر وزن فعليه باشد اسم منسوبش بر وزن « فعلّى » مىآيد مانند « حنيفه » كه منسوب بآن حنفى مىباشد.
چنانچه اگر كلمهاى بر وزن « فعليه » باشد اسم منسوبش « فعلىّ » مىآيد مانند: