فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٢٠ - عرف
٣. عرف قولى و آن عرفى است كه در پارهاى الفاظ رنگ ويژهاى به خود مىگيرد، و از معنى لغوى دور مىگردد. مثل اطلاق لفظ «ولد» بر پسر در حالى كه در لغت لفظ «ولد» بر پسر و دختر اطلاق مىگردد. ٤. عرف عملى و آن عرفى است كه در بخشى از كارهاى ويژه مردم بروز مىكند، مثل بيع معاطاتى كه عملا عرف آن را پذيرفته است.
نقش عرف در فقه [١]
١. گاهى «عرف» براى كشف حكم شرعى ايفاى نقش مىكند. البتّه در شرايط چنين كشفى ميان اماميه و اهل سنّت تفاوت نظر وجود دارد. ٢. چون احكام شارع از طريق الفاظ بيان شده است در نتيجه تشخيص و تعيين معانى الفاظ به نظر و فهم عرف بازمىگردد. مگر در مواردى كه شارع معناى ويژه از الفاظ اراده كند، و بدان تصريح نمايد. ٣. يكى از مباحث عمده اصول فقه مباحث الفاظ است و سراسر اين مبحث جولانگاه «عرف» و فهم عرفى است. و انديشمندان اين رشته در استدلالهاى خود به ظهورات عرفى متوسّل مىشوند. از باب نمونه، بحث مشتق- صحيح و اعم، اوامر و نواهى، عام و خاص، حجيّت ظواهر، خبر ثقه، قول لغوى، استصحاب ... از جمله مباحثى هستند كه نظر عرف در آنها محور و ملاك است. ٤. در تشخيص موضوعات و تطبيق احكام و فتاوى بر مصاديق، عرف نقش مهمّى بهعهده دارد. در برخى زمينهها شارع خود بهمعناى خاصّى اشاره كرده و مصداق را تعيين كرده است. مانند معناى مسافر، صلاة، حج ... در اينگونه موارد عرف نقشى نخواهد داشت، بلكه اين شارع است كه مستقيما وارد عمل شده است. اما در بسيارى از موارد در تعيين مصداق، نظر عرف ملاك است. از باب نمونه، آيا مايع موجود خمر است يا خير؟ ماهىاى كه پيش رو داريم فلس دارد يا خير؟ اين شهر از بلاد كبيره به شمار مىآيد يا خير؟ شطرنج در حال حاضر كاربرد تفريحى و فكرى دارد يا فقط وسيله قمار به شمار مىآيد؟ لحن خوانندهاى كه در حال خواندن است غنا هست يا خير؟ در اينگونه امور نظر و تشخيص عرف كارساز است. همان گونه كه در ماده ٢٢٤ قانون مدنى آمده: «الفاظ عقود محمول است بر معناى عرفيّه.» صاحب جواهر مىگويد: هرگاه موضوع حكم شرعى از عرف گرفته شده باشد به عرف مراجعه مىشود. اما در واژههايى همانند «صلاة» چون شارع آن را در معانى خاص شرعى به كار گرفته لذا «عرف» در تعيين مصداق آن نقشى ندارد. [٢] نقش عرف در كتاب مكاسب و متاجر بسيار آشكار است. مثلا در معامله اعيان نجسه از قبيل خون، ميته و يا آلات موسيقى ملاك شرعى در جايز بودن خريدوفروش اين است كه بر اين اعيان منافع حلال مترتب شود، و عرف تنها كسى است كه مىتواند داورى كند كه اين چيز داراى منفعت حلال و صحيح است يا خير؟ به اين دليل بايد گفت نقش عرف در استنباط احكام به همان اندازه مهم است كه «عنصر زمان و مكان» در اجتهاد مهم است، و با كمال تأسف بايد گفت هر دو به يك اندازه
[١] . كيهان انديشه، شماره ٤٨، سال ٧٢.
[٢] . جواهر الكلام، ج ١١، ص ٦٥.