فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ١٥٣ - تقليد
راههاى عقلايى و شرعى (مثل بيّنه و شياع مفيد علم) اصل اجتهاد را مىشود فهميد، مىتوان اعلميت را نيز تميز داد. [١] اما اينكه بايد آراى مراجع و علوم آنها را شناخت تا تميز عالم از اعلم ممكن باشد، و اين امر براى اهل فن عسر و حرج دارد، چه رسد به عوام و توده ناآشنا به اين علم.
پاسخ اين است كه اولا شناخت اعلم نياز به شناخت علم و جزئيات امور مربوط به آن ندارد. مثل تشخيص پزشك و تاجر خبرهتر. ثانيا [٢] ادله نفى عسر و حرج در مورد عسر و حرج شخصى است نه نوعى. بنابراين به فرض حرجى بودن براى شخص يا اشخاصى، ادله نفى عسر و حرج تنها در مورد چنين كسانى كه تشخيص اعلم براى آنها داراى عسر و حرج است جارى مىباشد. در نتيجه چنين افرادى حق تقليد از مفضول را دارند.
٤. با اينكه فقها از نظر ملكه اجتهاد متفاوتاند، و مطمئنا فتاوى آنان نيز هميشه موافق هم نبوده، بلكه بدون شك گاه باهم اختلاف داشتهاند. درعينحال در هيچيك از آيات و روايات حجيت فتواى آنان مقيد به اعلميت نشده است. بلكه رأى فقيه بدون هيچ قيد و شرطى حجّت شناخته شده و مردم را به آنها ارجاع دادهاند و اطلاق، كاشف از عدم اعتبار اعلميت است. [٣]
پاسخ: مقدمات اطلاق زمانى مفيد است كه گوينده در مقام بيان باشد. در حالى كه ١. آيات و بعضى از روايات تنها در صدد بيان جواز اصل تقليد و حجيت رأى فقها هستند. (نه حجيت فتواى فقيه اعلم) پس شرط اطلاق مفقود است. ٢. در برخى از روايات ارجاع افراد به بعضى از ياران تنها به منظور اخذ حديث بوده نه اخذ فتوى مثل خبر ابن ابى يعفور. [٤] ٣. در بعضى از روايات ائمه (ع) در مقام معرفى چهرههاى درخشان شيعه هستند، نه چيز ديگر. مثل خبر سليمان بن خالد. [٥] ٤. بحث اعلميت زمانى مطرح خواهد بود كه بين دو فتوى اختلاف ظاهر شود. بدون ترديد در چنين مواردى روايات مذكور قادر نخواهند بود تا به هر دو فتوى حجيت بخشند، و الا تعبّد به نقيضين يا ضدين لازم مىآيد. مثلا اگر فقيهى فتوى به وجوب نماز جمعه و فقيه ديگر فتوى به حرمت، يا عدم وجوب دهد، در صورت حجيّت هر دو فتوى، لازم مىآيد تا مكلف متعبد به ضدين يا نقيضين گردد، و آنهم محال است.
[ب. ادله كسانى كه مىگويند رجوع به اعلم لازم است.]
١. بناى عقلاء: سيره و بناى عملى عقلاء اين است كه
[١] . كيهان انديشه، شماره ٥٥، سال ٧٣.
[٢] . الاصول العامه للفقه المقارن، ص ٦٦٣.
[٣] . الاصول العامه للفقه المقارن، ص ٦٦٠.
[٤] . عبد الله بن يعفور قال قلت لابى عبد الله (ع) «انه ليس كل ساعة القاك و لا يمكن القدوم و يجيء الرجل من اصحابنا فيسألنى و ليس عندى كل ما يسألنى عنه فقال الامام الصادق (ع) ما يمنعك من محمد بن مسلم الثقفى فانه سمع من ابى و كان عنده وجيها.» وسائل الشيعة، ج ١٨، باب ١١، حديث ٢٣.
[٥] . عن سليمان بن خالد قال سمعت ابا عبد اللّه يقول «ما أجد احدا أحيا ذكرنا و احاديث ابى إلا زرارة و ابو بصير (ليث المرادى) و محمد بن مسلم و بريد بن معاويه العجلى و لو لا هؤلاء ما كان احد يستنبط هذا هؤلاء: حفاظ الدين و امناء ابى (ع) على حلال اللّه و حرامه و هم السابقون الينا فى الدنيا و السابقون الينا فى الآخرة.» وسائل الشيعة، ج ١٨، باب ١١، حديث ٢١.