فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٣٦ - اجتهاد
بر احكام شرعى فرعى كند.» [١] مرحوم آخوند براى آنكه به نوعى مشرب اصوليين و اخباريين را به هم نزديك كند، نخست مىگويد: تعريفهايى كه از اجتهاد شده همگى شرح اسماند. سپس ادامه مىدهد: «بهتر اين است كه در تعريف اجتهاد به جاى كلمه «ظنّ» از كلمه «حجّت» استفاده شود.» بنابراين در تعريف علّامه و حاجبى درباره اجتهاد، كه گفتند «اجتهاد عبارتست از استفراغ وسع جهت تحصيل ظن به حكم شرعى» [٢] بايد گفته شود: اجتهاد عبارت است از استفراغ وسع جهت تحصيل حجّت به حكم شرعى. [٣] و حجّت اعم است از ظنّ و غير ظنّ. و اجتهاد به اين معنى بايد مورد قبول اخبارىها هم باشد، زيرا اوّلا بر اخبارى نيز لازم است كه تحصيل حجّت كند، ثانيا در تعريف اصطلاحى اجتهاد، عبارت ظنّ به كار نرفته است تا اخبارى بگويد: «إِنَّ الظَّنَّ لا يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئاً» [٤] (گمان و خيال موهوم كسى را بىنياز از حق نمىگرداند.) البته اخبارى مىتواند در صغراى حجّت نظر داشته و حجيّت يا عدم حجيّت امرى را قبول يا ردّ كند. همان گونه كه اصولى نيز چنين است. [٥] در اصل اجتهاد دو عنصر اساسى لازم است: ١. آشنايى كامل با مدارك و اصول و قواعد كليّه؛ ٢.
بهرهگيرى صحيح از آن قواعد و مدارك و تطبيق آنها بر مصاديق. ابن عبد الشكور در كتاب مسلّم الثبوت در تعريف اجتهاد مىگويد: «اجتهاد عبارت است از سعى فقيه جهت به دست آوردن حكم شرعى ظنّى.» [٦]
سير تاريخى اجتهاد
پس از رحلت پيامبر اكرم (ص)، در مسئله جانشينى آن حضرت بين مسلمين اختلاف افتاد. و دو مشرب سياسى و عقيدتى فعاليّت آغاز كرد. گروهى تحت رهبرى خليفه اوّل و دوم عقيده داشتند كه جانشين پيامبر بايد از طريق انتخابات و با رأى اكثريت انتخاب شود؛ و گروه ديگر به رهبرى حضرت على (ع) معتقد بودند مسئله جانشينى پيامبر مثل خود پيامبرى امرى است الهى، و غير انتخابى. و پيامبر شخصا جانشين خود را معيّن كرده است. شيعه با استناد به روايات بسيار از جمله جريان «غدير» مىگويد: مقام رهبرى بعد از پيامبر امرى است الهى و واقعى، كه قابل تغيير و انتخابى نيست.
و چون حضرت على به اين مقام برگزيده شده است، مردم بايد از او متابعت كنند.
بروز اين تعارض و تنازع ظاهرا سياسى، در انشعاب مسلمين به دو شعبه اصلى در زمينههاى عقيدتى و اعتقادى، در طرق و شيوههاى استخراج احكام و عمل به موازين و مقررات دينى نيز
[١] . «تحصيل الحجة على الاحكام الشرعيّة الفرعيّة عن ملكة و استعداد.» اصطلاحات الاصول، مبحث «اجتهاد».
[٢] . «استفراغ الوسع فى تحصيل الظنّ بالحكم الشرعى».
[٣] . «استفراغ الوسع فى تحصيل الحجة بالحكم الشّرعى».
[٤] . سوره مباركه يونس، آيه ٣٦.
[٥] . كفاية الاصول، ج ٢، ص ٤٢٢.
[٦] . «الاجتهاد بذل الطاقة من الفقيه فى تحصيل حكم شرعى ظنّى». مسلّم الثبوت، كه با المستصفى من علم الاصول، چاپ شده است، ج ٢، ص ٣٦٢.