فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ٢٠٠ - شبهه مقرون به علم اجمالى
٢٦٤. شبهه محصوره [١]
شبهه محصوره و غير محصوره دو اصطلاحى است كه غالبا در موارد شبهات در اطراف علم اجمالى به كار مىرود. مثلا ظرفهاى متعددى پيش روى ماست كه علم اجمالى به نجاست يكى از آنها داريم، گرچه آن ظرف نجس مشخّص نيست، بنابراين تمام ظرفهاى موجود مشكوك و مشتبهاند.
در چنين فرضى اگر ظروف مذكور اندك باشند به آن شبهه محصوره، و اگر بسيار باشند شبهه غير محصوره گويند.
براى تشخيص محصوره از غير محصوره [٢] امورى را برشمردند: ١. تشخيص عرفى است، به اين بيان: اگر شمردن چيزى در مدت كم مقدور باشد محصوره، و الّا غير محصوره است. ٢. تشخيص عقلايى است به اين معنى: اگر اطراف مشتبه بهقدرى زياد باشد كه احتمال وقوع در آن موهوم بوده بهگونهاى كه عقلاء به چنين علم اجمالىاى اعتنا نكنند، آن شبهه غير محصوره بوده و الّا محصوره است. ٣. تشخيص با عدد و شمارش است. مثلا بعضى از علما [٣] هزار عدد را غير محصوره و كمتر از آن را محصوره مىشمرند. ٤. اگر بعضى از اطراف شبهه خارج از محل ابتلا باشد آن شبهه غير محصوره است. به مبحث «ابتلا» رجوع شود.
٢٦٥. شبهه مصداقى
شبهه مصداقى در موردى است كه مفهوم چيزى روشن اما در تطبيق آن بر مصاديق ترديد باشد، مثل اينكه مفهوم موسيقى و غنا را بدانيم، اما در تطبيق آن بر آنچه كه در حال اجراست ترديد كنيم.
٢٦٦. شبهه مفهومى
هرگاه مفهوم چيزى روشن نباشد بلكه مورد ترديد قرار گيرد به آن شبهه مفهومى گويند. مثل شك و ترديد در مفهوم «غنا» كه آيا اصولا غنا به چه چيزى اطلاق مىشود؟ به مبحث «مفهوم» رجوع شود.
٢٦٧. شبهه مقرون به علم اجمالى
اين شبهه در برابر شبهه بدوى است، و آن شكى است كه در اطراف علم اجمالى مؤثر پيدا شود، بهگونهاى كه با ارتكاب آن گمان مؤاخذه و كيفر وجود داشته باشد. اين شبهه هم مثل شبهه بدويه مىتواند وجوبيه باشد، يا تحريميه، حكميه باشد يا موضوعيه به مبحث «شبهه بدويه» رجوع شود.
مثال: مىدانم ظهر روز جمعه نمازى بر من واجب گرديده، اما نمىدانم آن امر واجب نماز ظهر
[١] . الاصول العامه للفقه المقارن، ص ٥٣٣؛ فوائد الاصول، ج ٤، ص ١٠ و ١١٦.
[٢] . الاصول العامه للفقه المقارن، ص ٥٣٣.
[٣] . عروة الوثقى، مبحث مياه فصل الماء المشكوك نجاسته مسئله ٢.ولايى، عيسى، فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - تهران، چاپ: ششم، ١٣٨٧ ش.
فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول ؛ ص٢٠١