فرهنگ تشريحى اصطلاحات اصول - ولایی، عیسی - الصفحة ١٧٠ - حسن و قبح عقلى
١. بعضى از افعال عليت تامّه براى حسن و قبح دارند. همانند عدل و ظلم كه محال است عملى مفهوم عدل برآن صادق باشد، درعينحال خوب نباشد، و يا عملى ظلم برآن اطلاق گردد، درعين حال خوب باشد. در نتيجه اين دسته از افعال داراى حسن و قبح ذاتىاند.
٢. برخى از افعال نيز نسبت به حسن و قبح عليت تامه ندارند، بلكه از نظر اقتضاء به يكى از دو طرف (خوب يا بد) كشيده مىشوند، مگر آنكه عامل مخالفى در تغيير جهت و اقتضاء آنها پديدار گردد. مثلا راستگويى ذاتا خوب، و دروغگويى در اصل بد است. اما اگر راستگويى باعث فتنه گردد، و جان و آبروى انسانى با راستگويى تهديد شود. در آن صورت راستگويى خوب نخواهد بود، و اگر بر دروغگويى مصلحتى مترتب باشد، و باعث نجات انسانى گردد، نه تنها بد نخواهد بود بلكه خوب است.
٣. بخشى از كردار انسان در ذات خود هيچگونه جهتى ندارد. بلكه ماهيت آنها نسبت به خوبى و بدى بىتفاوت است، و بستگى دارد كه كدام عنوان برآن منطبق گردد. مثلا نمىتوان گفت به خانه ديگرى رفتن درهرصورت خوب و يا بد است، بلكه تابع آن است كه چه عنوانى بر او صدق كند.
بدين ترتيب در رابطه با اعمالى كه خوبى و بدى ذاتى آنهاست، به هيچ وجه اختلافى وجود ندارد.
آقا باقر بهبهانى در كتاب الفوائد الجديد [١] مىنويسد: اشاعره هرچند به زبان منكر حسن و قبح عقلىاند، اما عملا آن را انكار نمىكنند، مگر نه اين است كه غزالى اشعرى است، با اين حال كتاب احياء العلوم و كيمياى سعادت را در اخلاق نوشته است، و حال آنكه اساس علم اخلاق تكيه زدن به حسن و قبح عقلى است. همينطور ملاى رومى و محى الدين عربى كه از اشاعره هستند، در آثار خود حسن و قبح عقلى را پذيرفتهاند.
از جلال الدين سيوطى شافعى پرسيدند كه در عصر او (قرن نهم هجرى) عادت مردم اين است كه روز تولد رسول اكرم (ص) جشن به پا مىكنند، و در آن قرآن مىخوانند، و از حديث گفتگو مىكنند، آنگاه سفره مىگسترانند و مىخورند و آنگاه پراكنده مىشوند. مستند اين اعمال در شرع چيست؟
سيوطى با وجود اينكه خود پيرو مكتب تعبد است، در جواب مىنويسد: اين يك بدعت نيكويى است. [٢] تحشيهكننده كتاب سيوطى به او انتقاد مىكند، كه نمىشود عملى هم بدعت باشد، و هم نيكو. زيرا معنى بدعت اين است كه شرع آن را نگفته است و چون حسن و قبح افعال را فقط بايد از شرع گرفت، چگونه عملى را كه شرع چيزى دربارهاش نگفته، اعلام مىدارى بدعت حسنه است.
استدلال عدليه
عدليه مىگويند: اگر ادراك حسن و قبح عقلى نباشد. به هيچ وجه نمىشود امر و نهى الهى را توجيه منطقى كنيم. زيرا با انكار حسن و قبح به چه دليل اطاعت از دستورات شارع واجب است؟ آيا وجوب آن از طريق شرع اثبات مىگردد؟ طبعا بايد امر ديگرى وارد شود كه در نتيجه سر از تسلسل
[١] . مكتبهاى حقوقى در حقوق اسلام، ص ١١٩.
[٢] . هو من البدع الحسنة.