استفتاءات قوه قضائي - روحانی، سيد محمد صادق - الصفحة ٩
روشن بيان شده است : مانند : شراب ، ميته ، گوشت خوك و خون و . . . ولى برخى از آن ها به صورت كلى مانند : احلت لكم الطيبات و حرمت عليكم الخبائث آمده است و از اين فهميده مىشود . فقها ، از اين دو حكم كلى ، احكام زيادى استفاده مىكنند و حتى چيزهايى كه به مرور زمان در بين مردم خوردن آن ها رايج مىشود حكم آن ها را نيز از اين قواعد كلى استنباط مىنمايند .
ج - قاعده تزاحم ( اهم و مهم ) در اسلام احكام تابع يك سلسله مصالح و مفاسد واقعى است چون مصالح و مفاسد در يك درجه نيستند لذا احكام طبق آن ها درجه بندى شده است و اين جهت سبب شده كه باب مخصوص در فقه اسلامى به نام باب تزاحم يا اهم و مهم باز شود و در صورت بر خورد و اجتماع مصالح و مفاسد گوناگون ، اسلام اجازه داده ، فقهاء و كارشناسان اسلامى درجه اهميت مصالح را با توجه به راهنمائى خود اسلام ، بسنجند و مصالح مهم تر را بر مصالح كم اهميت تر ترجيح بدهند و خود را از اين بن بست خارج نمايند .
البته ، قواعد عامه منحصر به اين ها نيست نظائر زيادى دارد كه اينجا مجال سخن در باره ى آن ها نيست .
بنابر اين در اسلام براى هر موضوعى حكمى است و اگر به دليل خاصى نباشد با قواعد كلى مسألة روشن خواهد شد و اگر موضوعى بود كه مشمول هيچ يك از عمومات و قواعد كلى نبود آن گاه به اصول عمليه چهارگانه ( استصحاب ، احتياط ، تخيير و برائت ) رجوع مىشود و چون مجارى اصول طبق يك حصر عقلى در همين چهار مورد است حتما مسألة ى مورد بحث داخل تحت يكى از اصول خواهد گرديد ، پس ممكن نيست موضوعى پيدا شود كه از نظر فقهى حكم آن معلوم نباشد .
آرى اين است راز و رمز اجتهاد كه اسلام را با مقتضيات زمان تطبيق مىكند .