رمى جمرات در گذشته و حال
(١)
(2) خلاصه كتاب
٧ ص
(٢)
پيش گفتار لزوم بررسى درباره جمره
١١ ص
(٣)
جمره چيست؟
١٣ ص
(٤)
تفسير جمره در كتب ارباب لغت
١٥ ص
(٥)
كلمات لغويين
١٨ ص
(٦)
جمره حقيقت شرعيه ندارد
٢٢ ص
(٧)
گواهى فقها و دانشمندان اسلام
٢٣ ص
(٨)
گروه اول (قطعه زمين)
٢٧ ص
(٩)
1- مرحوم ابو الصلاح حلبى در «الكافى»
٢٧ ص
(١٠)
2- مرحوم سيد ابو المكارم ابن زهره در كتاب «غنية»
٢٧ ص
(١١)
3- مرحوم علّامه حلّى، در كتاب «منتهى»
٢٨ ص
(١٢)
4- در كتاب «فقه الرضا»
٢٨ ص
(١٣)
5- مرحوم علّامه حلّى در كتاب «تذكرة»
٢٩ ص
(١٤)
6- مرحوم شيخ بزرگوار، شيخ طوسى، در كتاب پرارزش «المبسوط»
٣٠ ص
(١٥)
7- شهاب الدين احمد بن ادريس
٣٠ ص
(١٦)
گروه دوم علامت» و «شاخص» بودن ستونها
٣٠ ص
(١٧)
8- مرحوم محقق بزرگوار «علّامه بحر العلوم»
٣١ ص
(١٨)
9- ابن عابدين از علماى اهل سنت
٣١ ص
(١٩)
10- امام احمد المرتضى
٣٢ ص
(٢٠)
11- محب الدين طبري
٣٢ ص
(٢١)
12- ابن جبير اندلسى
٣٤ ص
(٢٢)
13- «باجى» از علماء اهل سنّت
٣٤ ص
(٢٣)
14- محمد بن شربينى
٣٥ ص
(٢٤)
15- بهوتى از علماى اهل سنت در «كشّاف القناع»
٣٥ ص
(٢٥)
گروه سوم مجتمع الحصى بودن جمره
٣٦ ص
(٢٦)
17- شافعى، يكى از امامهاى چهارگانه اهل سنّت مىگويد «إن الجمرة مجتمع الحصى»
٣٧ ص
(٢٧)
16- در كتاب «حواشى الشروانى»
٣٦ ص
(٢٨)
«جمره همان محلّ اجتماع سنگريزههاست» 18- و همچنين شافعى
٣٧ ص
(٢٩)
19- «مالك»، يكى ديگر از پيشوايان معروف اهل سنّت
٣٧ ص
(٣٠)
20- امام «شافعى» نيز بنا به نقل «السنن الكبرى»
٣٨ ص
(٣١)
21- «محيى الدين نووى»، از فقهاى معروف اهل سنّت، در كتاب «المجموع»
٣٨ ص
(٣٢)
22- «ابن حجر» در كتاب «فتح البارى»
٣٩ ص
(٣٣)
23- امام احمد المرتضى از علماى اهل سنّت
٣٩ ص
(٣٤)
گروه چهارم قائلين به دلالت التزامى جمره بر محل اجتماع سنگريزهها
٤٠ ص
(٣٥)
الف) كسانى كه گفتهاند كه «روى جمره نايست»
٤٠ ص
(٣٦)
24- مرحوم يحيى بن سعيد حلّى در كتاب «الجامع للشرائع»
٤٠ ص
(٣٧)
25- محيى الدين نووى، از فقهاى عامّه، در كتاب «روضة الطالبين»
٤١ ص
(٣٨)
26- عبد الكريم رافعى در كتاب «فتح العزيز»
٤٢ ص
(٣٩)
27- محيى الدين نووى در «المجموع»
٤٢ ص
(٤٠)
ب) كسانى كه تعبيرشان به (فى الجمرة يا على الجمرة) نشاندهنده قطعه زمين بودن جمره است
٤٢ ص
(٤١)
28- علامه حلّى در «تذكره»
٤٢ ص
(٤٢)
29- شيخ صدوق نيز در «من لا يحضر»
٤٣ ص
(٤٣)
30- محقّق سبزوارى در كتاب «ذخيره»
٤٣ ص
(٤٤)
31- عبد الكريم رافعى از فقهاى اهل سنّت
٤٤ ص
(٤٥)
32- قبلا از «محمد بن شربينى»
٤٤ ص
(٤٦)
33- «امام سحنون» به «سعيد التنوخى» در كتاب «المدونة الكبرى» مىگويد
٤٥ ص
(٤٧)
34- عبد اللّه بن قدامة در «المغنى»
٤٦ ص
(٤٨)
35- و نيز عبد اللّه بن قدامة در «المغنى» مىگويد
٤٦ ص
(٤٩)
36- محيى الدين نووى در «المجموع»
٤٦ ص
(٥٠)
37- بهوتى متوفّاى 1051 در «كشّاف القناع»
٤٧ ص
(٥١)
38- در كتاب «الفقه على المذاهب الأربعة»
٤٧ ص
(٥٢)
39- در كتاب «الموسوعة الفقهية»
٤٨ ص
(٥٣)
40- مرحوم علّامه در «قواعد»
٤٨ ص
(٥٤)
41- ابن فهد حلّى در «محرّر»
٤٩ ص
(٥٥)
42- در كتاب «شرائع الاسلام» (از محقق حلّى)
٤٩ ص
(٥٦)
43- مرحوم شهيد ثانى در «مسالك الافهام»
٤٩ ص
(٥٧)
44- محقّق ثانى در «جامع المقاصد»
٤٩ ص
(٥٨)
45- مرحوم صاحب رياض
٥٠ ص
(٥٩)
47- امام احمد المرتضى در «شرح الأزهار»
٥١ ص
(٦٠)
46- زكريا بن محمد الانصارى
٥٠ ص
(٦١)
48- محيى الدين نووى نيز در «المجموع»
٥١ ص
(٦٢)
گروه پنجم قائلين به تخيير و كفايت رمى بر محل سنگريزهها
٥١ ص
(٦٣)
49- مرحوم شهيد اوّل در كتاب «دروس»
٥١ ص
(٦٤)
50- مرحوم فاضل اصفهانى در «كشف اللثام»
٥٢ ص
(٦٥)
51- شهيد ثانى در «شرح لمعه»
٥٢ ص
(٦٦)
52- بكرى دمياطى از علماى شافعى در كتاب «اعانة الطالبين»
٥٣ ص
(٦٧)
53- ابن عابدين از علماى حنفى در «حاشية رد المحتار»
٥٤ ص
(٦٨)
54- رأى فقهاى كنونى حجاز
٥٤ ص

رمى جمرات در گذشته و حال - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٤٥ - ٣٣- «امام سحنون» به «سعيد التنوخى» در كتاب «المدونة الكبرى» مىگويد

«شرط ديگر اين است كه كه نيّت رمى داشته باشد، پس اگر ريگى را به غير آن، مثلا به هوا پرتاب كند و در محلّ رمى بيفتد كافى نيست».

و جالب اين است كه او در كتاب خود بعد از اين عبارت در ذيل كلامش تصريح مى‌كند كه اگر سنگ را به ستون بزند و در محلّ رمى بيفتد كافى نيست چون نيّت محلّ رمى را نكرده است.

(١)

٣٣- «امام سحنون» به «سعيد التنوخى» در كتاب «المدونة الكبرى» مى‌گويد

، فتواى امام مالك را از امام عبد الرحمن بن القاسم در زمينه رمى جمار پرسيدم و گفتم:

«فان رمى حصاة فوقعت قرب الجمرة؟ قال: ان وقعت في موضع حصى الجمرة و أن لم تبلغ الرأس أجزأه قلت: أ تحفظه عن مالك؟ قال:

هذا قوله» [١].

«هرگاه سنگريزه‌اى بيندازد و نزديك جمره واقع شود، كافى است؟ گفت: اگر در محلّ سنگريزه‌هاى جمره بيفتد كافى است، هر چند به بالاى آن نرسد، گفتم: آيا اين سخن را از «مالك» به خاطر دارى؟ گفت: آرى اين قول اوست».

تعبير به «و ان لم تبلغ الرأس» نشان مى‌دهد كه سنگهاى روى هم انباشته به صورت مخروطى بوده كه بعضى نوك آن را نشانه مى‌گرفتند، در اينجا «سحنون» مى‌گويد: انداختن سنگ بر نوك اين مخروط لازم نيست، اگر به اطراف آن هم بيندازند كافى است (اين‌


[١]. المدونة الكبرى، ج ١، ص ٤٢٢.