رمى جمرات در گذشته و حال - مكارم شيرازى، ناصر - الصفحة ٣٠ - گروه دوم علامت» و «شاخص» بودن ستونها
تعبيرات مختلفى كه در عبارت بالا آمده است، بعضى صراحت دارد (مانند وقعت على الأرض) و بعضى ظهور در مدّعا دارد (مانند وقعت في المرمى) و نشان مىدهد كه محلّ رمى، همان قطعه زمين است و همان گونه كه ملاحظه مىكنيد سخنى از اصابت به ستون در كار نيست.
(١)
٦- مرحوم شيخ بزرگوار، شيخ طوسى، در كتاب پرارزش «المبسوط»
مىگويد:
«فان وقعت على مكان اعلى من الجمرة و تدحرجت اليها اجزأه» [١].
«هرگاه سنگريزه بر محلّى بالاتر از جمره بيفتد و به سوى جمره بغلتد، كفايت مىكند!».
(٢)
٧- شهاب الدين احمد بن ادريس
، يكى از فقهاى اهل سنّت، مىگويد:
«فان رمى بحصاة ... وقعت دون الجمرة و تدحرجت اليها أجزأ» [٢].
«اگر سنگريزهاى بيندازد ... و پايينتر از جمره بيفتد، ولى بغلتد و به جمره برسد كافى است!».
(٣)
گروه دوم: [علامت» و «شاخص» بودن ستونها]
كسانى كه تصريح كردهاند ستونهايى كه در جمرات است، به عنوان «علامت» و «شاخص» براى محلّ رمى انتخاب شده، و حتى بعضى تصريح كردهاند زدن سنگ به ستونها كافى نيست و بايد
[١]. المبسوط، ج ١، ص ٣٦٩ و ٣٧٠.
[٢]. الذخيرة، ج ٣ ص ١٠٨.