منشور عقايد اماميّه - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٨ - اصل نوزدهم اصول اخلاق در انسان ريشه فطرى داشته و ثابت و جاودانه است
دارند، اصولى ثابت و جاودانه اند، و گذشت زمان و تحولات اجتماعى سبب تغيير و دگرگونى آنها نمى شود. مثلاً زيبايى وفا به عهد و پيمان، يا نيكى را با نيكى پاسخ گفتن، امرى جاودانه است و تا بشر بوده و خواهد بود، اين قانون اخلاقى دگرگون نخواهد شد. همچنين است حكم به زشتى خيانت و خُلفِ وعده. بنابراين، از ديدگاه عقل، در زندگى اجتماعى بشر يك رشته اصول وجود دارد كه با طبيعت و سرشت انسان درهم آميخته و ثابت و پايدار مى باشد.
آرى در كنار اين اصول اخلاقى يك رشته آداب و رسوم نيز يافت مى شود كه از شرايط زمانى و مكانى تأثير پذيرفته و دستخوش تغيير و دگرگونى قرار مى گيرد، كه ربطى به مبادى و اصول ثابت اخلاقى ندارد.
قرآن كريم به برخى از اصول عقلى و ثابت اخلاقى اشاره دارد، چنانكه مى فرمايد:
(هَلْ جَزاءُ الإِحْسانِ إِلاّالإِحْسانُ) (الرَّحمن/٦٠): آيا پاداش احسان، چيزى جز احسان است؟
(ما عَلَى المُحْسِنينَ مِنْ سَبيل) (توبه/٩١): برنيكوكاران نكوهشى نيست.
(فَإِنَّ اللّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ المُحْسِنِينَ) (يوسف/٩٠): خدا پاداش نيكوكاران را تباه نمى سازد.
(إِنَّ اللّهَ يَأْمُرُ بِالعَدْلِ وَالإِحْسان وَ ايتاءِ ذِي القُربى وَ يَنهى عَنْ الفَحْشاءِ وَالمُنْكَر وَ البَغي)(نحل/٩٠): خدا به دادگرى و نيكوكارى وكمك به خويشاوندان فرمان مى دهد و از پليدى و زشتى و ستم نهى مى كند.