منشور عقايد اماميّه - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٢٣٩ - اصل يكصد و بيست و نهم همان گونه كه در امّتهاى پيشين، طبق مشيت الهى
تفهيم مطلب به مخاطبين، اين تعبير را درباره خداى متعال به كار برده اند. در همين زمينه در خور ذكر است كه در قرآن، كراراً به ذات اقدس الهى صفاتى چون مكر و كيد وخدعه و نسيان نسبت داده شده است. در حاليكه مسلّماً ساحت الهى از ارتكاب اين گونه امور (به مفهوم و شكل رايج آنها در ميان انسانها) منزه است. با اين وصف در قرآن به ذات اقدس الهى صفت مكر و كيد و خدعه و نسيان نسبت داده شده است:
١. (يَكِيدُونَ كيداً * وَأَكِيدُ كَيداً) (طارق/١٥ـ١٦).
٢. (وَ مَكَرُوا مَكْراً * وَمَكَرْنا مَكْراً) (نمل/٥٠).
٣. (إِنَّ المُنافِقينَ يُخادِعُونَ اللّهَ وَ هُوَ خادِعُهُمْ)(نساء/١٤٢).
٤. (نَسُوا اللّهَ فَنَسِيَهُمْ) (توبه/٦٧).
به هر روى، محققين شيعه درباره استعمال لفظ بداء، با توجه به امتناع دگرگونى در علم خدا تحقيقاتى بلندى دارند كه مجال ذكر آنها در اين مختصر نيست و ما طالبان تفصيل را به كتب ياد شده در زير ارجاع مى دهيم.[١]
اصل يكصد و بيست و نهم
«رجعت» در لغت به معنى بازگشت است، و مقصود از آن در فرهنگ شيعه، بازگشت گروهى از امت اسلامى پس از ظهور حضرت مهدى ـ عجّل اللّه فرجه الشريف ـ و قبل از برپايى قيامت به دنياست. گواه روشن بر وجود رجعت، پيش از هرچيز قرآن كريم است كه در آيه ٨٤ سوره نمل مى فرمايد:
[١] كتاب توحيد شيخ صدوق، ص ٢٣٢ـ ٢٣٦ تصحيح الاعتقاد شيخ مفيد٢٤، عدة الاصول:٢/٢٩، كتاب الغيبة، ص ٢٦٢ـ ٢٦٤، طبع نجف.