منشور عقايد اماميّه - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ١٣٦ - اصل هفتاد و هشتم پيامبر اسلام پيامبر خاتم، كتاب او خاتم كتابها، و شريعت او نيز پايان بخش تمام شرايع آسمانى است
مورد به برخى از آنها اشاره مى كنيم:
(ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحد مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللّهِوَ خاتَمَ النَبِيّين وَ كانَ اللّهُ بِكُلِّ شَيء عَلِيماً)(احزاب/٤٠): «محمد پدر هيچيك از مردان شما نبوده، بلكه وى رسول خدا و خاتم پيامبران است، و خدا به هرچيزى دانا است».«خاتم» به معنى«پايان بخش» است و اگر به انگشتر«خاتم» مى گويند براى اين است كه در عصر نزول اسلام، مُهر افراد، نگين انگشتر آنان بود كه با آن نامه ها را مهر مى كردند، به نشانه اينكه پيام به پايان رسيده است. با توجه به اين نكته، مفاد آيه فوق اين است كه با آمدن پيامبر اسلام، طومار نبوت و پيامبرى مُهر پايان خورده و پرونده نبوت بسته شده است.
ضمناً از آنجا كه «رسالت» عبارت از ابلاغ و رساندن پيامهايى است كه از طريق وحى دريافت مى گردد، طبعاً رسالت الهى بدون نبوت نخواهد بود، و در نتيجه ختم نبوت ملازم با ختم رسالت نيز هست.[١]
در اين زمينه از ميان احاديث گوناگون، كافى است به حديث «منزلت» اشاره كنيم: پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم) زمانى كه در جريان جنگ تبوك، على را جانشين خود در مدينه قرار داد، به وى فرمود: «أَلا تَرضى أَنْ تَكُونَ مِنّي بِمَنْزِلَةِ هارُونَ مِنْ مُوسى إِلاّأَنَّهُ لا نَبِيَّ بَعْدي»[٢]: آيا خشنود نيستى كه منزلت تو نسبت به من
[١] آيات گواه بر خاتميت منحصر به آيه فوق نيست. در اين مورد، نصوص ششگانه اى در قرآن هست كه برخاتميت پيامبر اكرم (صلى الله عليه وآله وسلم) گواهى مى دهد. به كتاب مفاهيم القرآن:٣/١٣٠ـ١٣٩ رجوع شود. [٢] صحيح بخارى:٣/٥٨; صحيح مسلم:٢/٣٢٣; امالى صدوق، ص ٢٨ و ٤٧ و ٨١;بحار الأنوار، ٣٧/٢٥٤ـ٢٨٩، باب ٥٣; بخارى، صحيح، ٣/٥٤، باب غزوة تبوك، مسلم ٤/١٨٧١ ط ١٣٧٥; ترمذى، سنن، ٢/٣٠١; سيره إبن هشام ٤/١٦٢; أحمد، مسند، ١/١٧٤.