جلوهاى از حكومت علوى - رحمتی، رضا؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٩٣
شعارشان اين بود: «نَحْنُ عِباد اللَّه حقّاً حقّاً، يا لثارات عثمان». «١» سرانجام در يك نبرد شديد، سپاهيان حضرت على عليه السلام برترى خود را نشان دادند و طرفداران معاويه را سخت در تنگنا گذاشتند. در همين هنگام يكى از شجاعان سپاه امام عليه السلام به معاويه نزديك شد و جان او را به خطر انداخت كه محافظانش نجات دادند.
اميرمؤمنان عليه السلام در ميدان جنگ على عليه السلام در جنگ وظيفهاى دوگانه داشت: هم فرمانده بود و هم رزمنده آن حضرت در حالى كه اوضاع عمومى جنگ را زير نظر داشت و سپاهش را هدايت مىكرد، در مواقع ضرورى خود به ميدان مىرفت و با دشمن به نبرد مىپرداخت. اين قضيه به ويژه زمانى اتفاق مىافتاد كه دلاوران نامدار سپاه دشمن به مبارزهطلبى مىپرداختند. حضرت با كشتن اينگونه افراد روحيه دشمن را تضعيف و روحيه سربازان خود را تقويت مىكرد براى نمونه به يك مورد آن در جنگ صفين اشاره مىكنيم:
يكى از غلامان بنىاميه به نام «احمر» كه فردى نيرومند بود، به ميدان آمد. امام عليه السلام كه او را ديد قصد جانش را كرد. اما غلام حضرت مانع شد و با او جنگيد ولى كشته شد. احمر كه جسور شده بود، خواست اميرمؤمنان عليه السلام را از پاى درآورد. حضرت با سرعت و قدرت هر چه تمامتر خود را به او نزديك كرد و گريبانش را گرفته، از اسب جدا كرد و بر زمين كوفت، چنان كه بازوان و شنانههايش درهم شكست. «٢»