جلوهاى از حكومت علوى - رحمتی، رضا؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٣٣
دوست ندارم مردم فردا شما را در كنار اين رود در حالى كه در خاك و خون غلتيدهايد ببينند و شما هيچ دليل روشنى از جانب پروردگار، براى اين كارتان نداشته باشيد! اى مردم! مگر من از حكميت منعتان نكردم؟ و مگر نگفتم اين جماعت، اهل مكر و خيانتند، اما شما با من مخالفت كرديد و به ناچار تن به حكميت دادم؛ در عين حال از حكمين تعهد گرفتم كه بر طبق قرآن حكم كنند، ولى آنان بر خلاف قرآن حكم كردند؛ بدين سبب ما از آنان و حكمشان بيزارى جسته و اكنون بر همان تصميم اول خود (جنگ با معاويه) پايدار هستيم.
اى مردم شما را چه مىشود و نگران چه هستيد؟ چرا جنگ با ما را روا مىداريد؟ آيا از اين جهت كه مسلمانان دو نفر را براى داورى انتخاب كردند، شما شمشيرهايتان را روى دوش نهاده و راه مردم را مىبنديد و گردنشان را مىزنيد؟ بدانيد كه اين همان «خسران مبين» و زيان آشكار است.
به خدا اگر بر سر اين كار، مرغى را بكشيد، خدا كشتن آن را خوش ندارد؛ چه رسد به انسانى كه كشتنش نزد خدا حرام است.» «١» اميرمؤمنان عليه السلام درصدد بود كه به گونهاى مسالمتآميز غائله را پايان دهد و لشكرى را كه بايد در جبهه شام با دشمنان اصلى دين و قرآن بجنگند از درگيرى با خوارج باز دارد، اما خوارج كه شيطان بر آنان چيره شده بود، به سخنان آن حضرت گوش ندادند و خود جلوهاى از حكومت علوى ١٤٢ حكومت وسيله است، نه هدف ص : ١٤١ را آماده حمله نموده