جلوهاى از حكومت علوى

جلوهاى از حكومت علوى - رحمتی، رضا؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٩٩

دارد، مستقيم بودن گفت‌وگوهاست. سران سپاه خود را مجاز مى‌ديدند كه بدون در جريان گذاشتن فرماندهى كل با دشمن مذاكره كنند و اين براى سپاه حضرت على عليه السلام كه افرادى چون اشعث در آن حضور داشتند، بدترين آفت بود، و همين اقدام‌هاى خودسرانه باعث بروز اختلاف در سپاه عراق شد.
به هر حال، زمانى كه معاويه و عمروعاص تصميم گرفتند مردم را به حكميّت قرآن بخوانند، خطر كسانى چون اشعث بروز كرد و نقش منفى آنان در جنگ روشن شد. زمانى كه اميرمؤمنان عليه السلام مردم را به پايدارى و پرهيز از نيرنگ معاويه دعوت مى‌كرد، اشعث ميان قبيله‌اش بپاخاست و گفت: اى مسلمانان، ديديد بر شما چه گذشت و چه اندازه از عرب نابود شدند! من در عمرم چنين روزى را نديده‌ام! حاضران به غايبان برسانند كه اگر فردا نيز اين گونه سپرى شود، نسل عرب نابود مى‌شود و زنان و فرزندان بى‌سرپرست مى‌مانند. «١» سخنانى از اين قبيل و تبليغات مظلوم‌نمايانه و متظاهر به صلح تبليغاتچى‌هاى معاويه، سپاه عراق را دچار ترديد و تزلزل كرد و شمار زيادى از آنان خواستار پايان جنگ شدند. اينك عراقى‌ها به ضررهاى جنگ و منافع صلح مى‌انديشيدند و پيروى از امام برحق و حاكم مسلمانان برايشان مفهومى نداشت. تفرقه بر سپاه عراق حاكم شد، در حالى كه شامى‌ها بيش از پيش يك‌دل و يك‌سخن، مطمئن بودند كه ديگر جنگى در كار نخواهد بود.