جلوهاى از حكومت علوى - رحمتی، رضا؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٩٤
آن حضرت به قضا و قدر الهى ايمان راستين داشت و مرگ و زندگى را به دست خداوند مىدانست به همين خاطر از رويارويى مستقيم با دشمن باك نداشت. يكى از ياران امام عليه السلام در صحنه نبرد از حضرتش پرسيد: اى اميرمؤمنان! آيا نمىترسى كه به خاطر نزديكى بيش از اندازه به دشمن مورد سوء قصد واقع شوى؟ حضرت فرمود:
هيچ كس نيست، مگر آنكه خداوند نگهبانى بر او گمارده است كه او را از فرو افتادن در چاه يا ويران شدن ديوار بر او، و يا بلاهاى ديگر نگه مىدارد و هرگاه اجل فرا رسد اين حفظ و مراقبت از ميان مىرود. «١» اين عالىترين و سازندهترين روحيهاى است كه يك سرباز جنگجو مىتواند داشته باشد. هيچ پيشآمدى براى انسان بدون خواست خداوند متصوّر نيست و زمانى كه پروردگار مقدر كرده باشد، هيچ چيز نمىتواند راه اعمال ارادهاش را سد كند. در چنين حالتى، ترس بىمعنا مىشود و روحيه شجاعت و نترسيدن از دشمن تقويت مىگردد اين همان روحيهاى است كه رزمندگان اسلام در جنگ با دشمنان بعثى از آن برخوردار بودند و بىباكانه به پيروى از مولايشان، على عليه السلام در كام مرگ فرو مىرفتند و شجاعانه بر دشمن مىتاختند.
فرار معاويه معاويه با آنكه از شيطنت و زيركى ويژهاى برخوردار بود، از شجاعت و دلاورى بهرهاى نداشت. او بيشتر ترجيح مىداد كه در پشت صحنه نيروهايش را