جلوهاى از حكومت علوى - رحمتی، رضا؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ٢١
و ديگر عربهاى گردنكش را مغلوب كرده و شوكتشان را درهم شكسته بودند، ترس آن را داشتند كه اگر قريش خلافت را در دست گيرند، درصدد انتقام برآمده، آنان را آزار و اذيّت دهند. اين مطلب بهخوبى از سخنان «حَبابِ بْنِ مُنْذِر» يكى از بزرگان انصار آشكار بود، آنجا كه گفت:
ما ترس از آن داريم كه كسانى بر سر كار آيند كه ما پدران و برادرانشان را كشتهايم و آنان درصدد انتقام برآيند. «١» همچنين او بعد از بيعت با ابوبكر، خطاب به انصار گفت:
به خدا سوگند آينده را مىبينم كه فرزندان شما درب خانه فرزندان اينها گدايى مىكنند و شربت آبى به آنها نمىدهند! «٢» ب- انگيزه مهاجران ١- اولين انگيزه مهاجران، رياستطلبى بود. دستاندركاران سقيفه مىدانستند خلافت حقّى است كه از جانب خدا به اميرمؤمنان عليه السلام واگذار شده و خود در «غدير خم» بهعنوان خلافت با على عليه السلام بيعت كردند، اما در عين حال ماجراى سقيفه را به وجود آوردند و براى توجيه كار خود و انحراف افكار عمومى، بهانه آوردند كه ما مىترسيم اگر على عليه السلام به خلافت برسد به خاطر كمى سن، طايفهها و قبيلههاى عرب به فرمانش گردن ننهند و اسلام از بين برود. «٣»