جلوهاى از حكومت علوى

جلوهاى از حكومت علوى - رحمتی، رضا؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٣٨

و هنگامى كه يكى از خلفا با وى مشورت كرد تا خود همراه نيروهاى نظامى در جبهه جنگ شركت كند حضرت او را از اين كار منع كرد و فرمود:
موقعيت زمامدار مملكت مانند رشته‌اى است كه مهره‌ها را گرد آورده و به هم پيوند داده است و اگر رشته بگسلد، مهره‌ها از هم پاشيده شده، هرگز همه آنها گرد نخواهند آمد. «١» فرهنگ حكومت‌ قرآن فرهنگ حكومت را فرهنگ «عبوديت» مى‌داند و مى‌فرمايد:
«الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقَامُوا الصَّلَاةَ وَآتَوُا الزَّكَاةَ وَأَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَنَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ وَللَّهِ عَاقِبَةُ الْأُمُورِ» «٢» خداوند كسانى را يارى مى‌كند كه هرگاه در زمين به آنها قدرت بخشيديم، نماز را برپا دارند و زكات بدهند و امر به معروف و نهى از منكر كنند و پايان همه كارها از آن خداست.
اميرمؤمنان عليه السلام اين فرهنگ را در نامه خود به فرماندار مصر چنين ترسيم مى‌كند:
اين دستورى است كه بنده خدا، على اميرمؤمنان، به «مالك اشتر» مى‌دهد، امر مى‌كند او را به پرهيزكارى و پرواى از خدا و برگزيدن فرمان او و پيروى از دستورات قرآن كريم، دستوراتى كه كسى‌