جلوهاى از حكومت علوى - رحمتی، رضا؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١٢٨
آمدند و گفتند: ما براى چه هدفى در جنگ جمل با اهل بصره پيكار كرديم؟ حضرت فرمود براى احقاق حق. پرسيدند: جنگ ما با اهل شام براى چه بود؟ فرمود: براى همان هدفى كه با اهل بصره جنگيديم. گفتند:
اگر چنين است، پس چرا آتشبس را با معاويه پذيرفتى؟ اميرمؤمنان عليه السلام فرمود: عدهاى از شما با ادامه جنگ مخالفت كرديد و من ترسيدم اگر به جنگ ادامه دهم، اختلاف ايجاد شود. آنها گفتند: اى على جنگ با معاويه را دوباره شروع كن. آن حضرت فرمود: ما براى مدّتى پيمانى با آنان بستهايم و تا آن مدت به پايان نرسد، جنگ با آنان جايز نيست. ما از داوران تعهد گرفتهايم كه بر طبق كتاب خدا حكم كنند. و اگر آنان واقعاً به اين وظيفه عمل كنند، من سزاوارترين مردم براى تصدى حكومت هستم. آنها گفتند: اى على معاويه نيز همين ادعاى شما را دارد. «١» موضع اميرمؤمنان عليه السلام در برابر خوارج حضرت على عليه السلام در برابر تبليغات باطل خوارج تنها به روشنگرى افكار عمومى مىپرداخت. زمانى كه شنيد، مردم مىگويند: فلان فرد خارجى (يعنى از گروه خوارج) نماز شب مىخواند و قرآن تلاوت مىكند، فرمود: خوابى كه بر اساس يقين به امامت و ولايت باشد، بهتر از نمازى است كه در حال شك و ترديد برگزار شود. «٢» اميرمؤمنان عليه السلام در ابتدا با خوارج به نرمى رفتار مىكرد و با اين كه اعمال هرگونه سياستى برايش مقدور بود، كوچكترين تغييرى در روش