جلوهاى از حكومت علوى - رحمتی، رضا؛ بینش، عبدالحسین - الصفحة ١١١
بدين جهت مىجنگم كه سر به فرمان قرآن ننهادند. اينان مردمى هستند كه خدا را معصيت كرده و پيمان او را شكستند و كتاب او را به پشت سر گذاردند.
سخنان آن حضرت در دلهاى تيره اين جماعت اثر نكرد و گفتند: به «اشتر» پيغام بده كه دست از جنگ بردارد و بازگردد. على عليه السلام ناگزير براى جلوگيرى از جنگ داخلى به «مالك اشتر» پيغام داد و مالك برگشت. «١» اين گروه كوتهفكر تشخيص ندادند كه چرا دشمن آنگاه كه در آستانه شكست قرار گرفته، رو به قرآن مىآورد و چرا پيش از شروع جنگ هنگامى كه على عليه السلام آنها را به فرمان قرآن دعوت كرد، آن را نپذيرفتند و جنگ را شروع كردند «٢» و مگر على عليه السلام كه اينك فرمان ادامه جنگ را مىدهد، سالها براى ترويج قرآن، با دشمنان خدا نجنگيده و بزرگترين فداكارىها را در ميدان نبرد از خود نشان نداده است؟
آنان از فرمان رهبر سرپيچى كردند و حيله دشمن، علاقه به دنيا و پيروى از هواى نفس، چشم عقلشان را كور كرد و با پذيرش آتشبس، ضايعهاى بزرگ براى اسلام پديد آوردند.
گزينش حَكَم جنگ صفين متوقف گرديد و بنا شد از هر طرف نمايندهاى انتخاب شود تا بر طبق قرآن حكم كنند. مردم شام «عمرو بن عاص» را انتخاب كردند، ولى