غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٧٢
گرديد كه «آيا آينده جهان پس از نظام دو قطبى، آيندهاى همراه با صلح، آشتى و آرامش است و يا اين كه نوع جديدى از جنگ آن را فرا مىگيرد؟» در اين رابطه دو ديدگاه خوش بينانه و بدبينانه طرح گرديده است.
تئورى خوش بينانه درباره آينده جهان از سوى فرانسيس فوكوياما) francisfukuyama (متفكر ژاپنى الاصل امريكا، عضو سابق دفتر برنامهريزيهاى سياسى در وزارت امور خارجه امريكا، تحليلگر ارشد مركز مطالعاتى راند) Rand (و شارح نظريه «پايان تاريخ» (theendof history) مطرح گرديد. و نظريه بدبينانه از سوى ساموئلها نتينگتون با نام «برخورد تمدنها» ارائه شد.
فو غرب شناسى
[٢] سطح
[٢] ٨٠ منابع و مآخذ كوياما نظريه پايان تاريخ را نخست به صورت مقاله و سپس در كتابى باعنوان «پايان تاريخ واپسين انسان» مطرح ساخت. «١».
فوكوياما با وام گرفتن مفهوم تاريخ از هگل، پايان سده بيستم را «پايان تاريخ» نام نهاد، با اين منطق كه با پيروزى غرب در جنگ سرد، دمكراسى ليبرال- كه به تعبير او مظهر عقلانيت است- پيروز شده و با پيروزى قطعى خرد ليبرالى، انسانها از مرزهاى تطور ايدئولوژيك تاريخى پا فراتر نهاده و به دنياى «پسا تاريخ» گام گذاشتهاند. «٢» به اعتقاد فوكوياما، ليبرال دموكراسى شكلنهايى حكومت در جوامع بشرى است. تاريخ بشريت نيز مجموعهاى است منسجم و جهت دار كه بخش بزرگى از جامعه بشرى را به سوى ليبرال دموكراسى سوق مىدهد. وى در تشريح نظرات خود ابراز مىدارد كه:
پايان تاريخ زمانى است كه انسان به شكلى از جامعه انسانى دست يابد كه در آن عميقترين و اساسىترين نيازهاى بشرى بر آورده شود. بشر امروزه به جايى رسيده است كه نمىتواند دنيايى ذاتاً متفاوت از جهان كنونى را تصور كند، چرا كه هيچ نشانهاى از امكان بهبود بنيادى نظم جارى و جود ندارد. «٣»،،،