غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٤٩

اين اعتقاد كه يهوديت ريشه در روح جمعى و گروهى، زبان و دشمن و سرزمين مشترك دارد، همواره ميان يهوديان وجود داشته است. ولى يهوديان درگذشته، قادر به بهره‌گيرى از اين عناصر براى خلق دولت يهود نبوده‌اند. سرانجام گروهى با تأكيد بسيار بر عناصر ناسيوناليستى يهود، زمينه‌هاى ظهور صهيونيسم و تأسيس دولت يهودى را فراهم آوردند.
البته ظهور ليبراليسم كه ميل به آزادى و برابرى را شدّت مى‌بخشد، در بهبود وضع عمومى، اجتماعى و سياسى يهود و ظهور ناسيوناليسم يهودى (صهيونيسم) تأثير بسزاى داشته است. «١» امروزه برخى انديشمندان، عناصرى را كه يهوديان افراطى يا صهيونيسم، به عنوان تشكيل دهنده دولت يهود مطرح مى‌كنند، مورد ترديد جدى قرار داده‌اند، زيرا:
اولًا، صهيونيسم، جريانى غير دينى است و از اين رو، نمى‌تواند با تكيه بر عناصر سازنده دين، به حيات خود مشروعيت بخشد.
ثانياً، يهود، يك نژاد نيست، بلكه يك دين است، آن هم دينى كه پيروان پراكنده‌اش در هيچ نقطه جهان داراى اكثريت جمعيتى نبوده‌اند.
ثالثاً، يهود يك ملت نيست، زيرا يهوديان از عناصر تشكيل دهنده ملت، چون زبان و دشمن مشترك برخوردار نيستند.
رابعاً، صهيونيسم با طرح قوم برگزيده بودن يهود، در پى سلطه بر جهان است، در حالى كه برترى و برگزيدگى راستين نيز نمى‌تواند وسيله‌اى براى مشروعيت بخشيدن به رفتار سلطه گرايانه باشد.
خامساً، اگر فلسطين قبله گاه ويژه يهوديان است، پس چرا بيشتر يهوديان آن رانمى شناخته و حتى درباره موقعيت جغرافيايى آن نيز بى اطلاع بوده‌اند؟! سادساً، ناسيوناليسم صهيونيستى به شكلى افراطى درآمده و بشر امروز به هيچ رو پذيراى تحمل ناسيوناليستى نيست كه براى تحقق هدفهاى خويش، به كشتار، خشونت قومى و رفتار ناپسند دست مى‌زند. «٢»