غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ١٣
هستيم. حضور آنان در كشورهايى چون افغانستان و عراق به وضوح قدرتطلبى بىحصر و مرز زمامداران خودسر و خونآشام حاكم بر كشورهاى امپرياليستى را نشان مىدهد. «١» استعمار )Colonialism(
اين واژه در لغت به معناى آبادانى خواستن و در فرهنگ سياسى، تسلط مملكتى قوى بر مملكتى ضعيف به قصد استفاده از منابع طبيعى و نيروى انسانى آن و تظاهر به آباد ساختن كشور و رهبرى مردم براى ترقى است. «٢» استعمار يا سياست استعمارى و استعمارگرى را چنين نيز تعريف كردهاند:
سياست مبتنى بر برده كردن، سودجويى از منابع طبيعى و بهرهكشى از مردم كشورهاى از نظر اقتصادى كم رشد و جلوگيرى از پيشرفت فنى، اقتصادى و فرهنگى آنها براى تحكيم سلطه سياسى، نظامى و اقتصادى دولت استعمارگر. «٣» استعمار نو) Neo- colonialism (: امروزه از روش جديدى براى بهره كشى از مردم و منابع آنان استفاده مىشود كه به آن «استعمار نو» مىگويند.
استعمار نو عبارت از: اعمال سياستهاى غير مستقيم استعمارگران به منظور بر سر كار آوردن حكومتهاى بومى وابسته جهت مقابله با موج نهضتهاى استقلالطلبانه و آزادى خواهانه در جهان است.
تفاوت استعمار قديم و جديد در اين است كه استعمار قديم به منظور ايجاد سلطه خود بر كشورهاى ضعيف به لشكر كشى و نيروى نظامى متوسل مىشود، ولى در استعمارگرى جديد، استعمارگر به طور مستقيم حكومت نمىكند، بلكه اعمال محدوديتهاى گوناگون اقتصادى و فرهنگى، جذب و جلب نيروى انسانى متخصص از كشورهاى توسعه نيافته و ايجاد حكومتهاى دست نشانده، از مظاهر استعمار جديد است. «٤»