غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٤٦
حيم وايزمن «١» (متوفى ١٣٣١ ش/ ١٩٥٢ م) در اين باره مىگويد:
ضديت با يهود، ميكروبى است [كه] هر غير يهودى هر كجا ... باشد و هر چند كه خود منكر باشد، بدان آلوده است. به بيان ديگر، آنان يهود ستيزى را بلايى ازلى و ابدى مىدانند، كه تنها در پناه يك دولت يهودى مىتوان از آن رهايى يافت. «٢» صهيونيستها، به نمونههايى بسيار از يهود آزارى در طول تاريخ اشاره مىكنند. از نظر آنان، يهود آزارى با شكست دولت يهودى اسرائيل و جهودا (يهودا) به ترتيب در ٧٢١ و ٥٨٦ ق. م توسط آشوريان و بابليان آغاز و به تدريج، روند رو به رشدى به خود گرفت، به گونهاى كه نقطه اوج آن در آلمان هيتلرى شكل گرفت. در اين دوره طولانى، يهوديان در امپراطورى روم، كشور لهستان، روسيه تزارى و ... بارها سركوب و شكنجه شدند و تنها در سال ٧٧٠ ش/ ١٣٩١ م. در اسپانيا هفتاد هزار يهودى به دليل نپذيرفتن دين مسيح (ع) جان خود را از دست دادند. افزون بر آن، يهوديان همواره از حق مالكيت در برخى از مناطق جهان و نيز اشتغال در برخى حرفهها محروم بوده و اغلب در «گِتو» ها «٣» به سر بردهاند. «٤» البته اين ادعاهاى صهيونيسم، به هيچ وجه قابل اثبات نيست؛ زيرا اولًا، برخى از نمونههاى تاريخى يهود آزارى، مانند آنچه صهيونيستها درباره يهود سوزى در آلمان مطرح مىكنند، بيش از حد بزرگ شده است. آنها در اين مورد با سلطهاى كه بر ابزارهاى تبليغى جهان و به كارگيرى آن دارند، به مظلوم نمايى پرداختهاند. ثانياً برخى قصههاى يهود آزارى، ساخته و پرداخته خود يهوديان و صهيونيستهاست، تا بر روند مهاجرت يهوديان به فلسطين و تأسيس يك دولت يهودى شتاب بخشند. بى گوريون «٥» (م ١٣٥٢ ش/