غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٦٨
٢- نفى روايتهاى كلان و اعتقاد به روايتهاى جزيى: پست مدرنيسمها به جاى پرداختن به روايتهاى كلان مدرنيته، به دعاوى جزيى، محلى. محدود و متكى به پيش فرضهاى تاريخمند توجه مىكنند.
٣- نفى عقيده به پيشرفت و گرايش به هيچ انگارى: در پست مدرنيسم عقل نمىتواند داورى غير جانبدارانهاى داشته باشد، لذا مفاهيمى چون غايت و هدف به عنوان مفاهيمى جهانى و سرمدى انكار مىشود يا دستكم شناختناپذير دانسته مىشوند و مآلًا چيزى به نام پيشرفت به سوى هدف نيز فاقد معنا خواهد بود.
٤- نفى ارزشها و هنجارها به عنوان حقايقى برتر و مستقل از فرهنگها و گفتمانها: در ايده پست مدرنيسم دعاوىيى چون عقلانيت، حقيقت، عدالت، خير، زيبايى، آزادى و ...
محصول فرايندهاى انديشه، سخن و گفتمان و قدرت هستند و نمىتوان آنها را به عنوان حقايقى مستقل در نظر گرفت. «١» نظم و نظام نوين جهانى از قرن بيستم، با عنوانهاى قرن اتم، قرن فضا، قرن اطلاعات، قرن ارتباطات و قرن تحولات بزرگ و انقلابها ياد مىشود. در اين قرن براى نخستين بار پاى انسان به فضا باز شد و در همين قرن انسان اين توانايى را پيدا كرد كه هسته اتم را بشكافد و با آزاد كردن انرژى آن، بمبهاى اتمى را توليد كند. همچنين در اين قرن انسان توانست وسيلهاى به نام رايانه (كامپيوتر) بسازد و ماهواره هايى را به فضا بفرستد تا به راحتى صدا و تصوير را از هر گوشه از جهان به گوشه ديگر آن ارسال كند و پيام خود را به گوش جهانيان برساند.
افزون بر اين، در قرن بيستم تحولات زيادى رخ داده كه بدون اغراق مىتوان گفت در طول اين قرن به اندازه همه قرون متمادى تاريخ بشر تحولات سياسى- اجتماعى در گوشه و كنار دنيا رخ داده است. جنگ جهانى اول و پيامدهاى آن، بروز و ظهور ايدئولوژيها و مكتبهاى سياسى مثل كمونيسم، فاشيسم، نازيسم و ... بحران اقتصادى جهان، جنگ جهانى دوم، تقسيم جهان به دو بلوك شرق و غرب، تأسيس سازمان ملل متحد و اتحاديهها و