غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٦٧
در نقد مدرنيسم مىتوان به سه موضوعِ انكار بديهىترين اصل عقلى (وجود خدا)، تفرعن انسان و دين ستيزى اشاره كرد. «١» پست مدرنيسم امروزه بعد از فرو پاشى اردوگاه كمونيسم، حركت جديدى عليه آزادى و عقل در جريان است كه اين ديدگاه، نه تنها در هنر، معمارى و ادبيات بلكه به علومى نظير حقوق، اخلاق، سياست، جامعهشناسى و اقتصاد سرايت كرده است. از لحاظ لغوى post بيشتر تداوم جريانى را ثابت مىكند و پست مدرنيسم به معناى پايان مدرنيسم نيست، بلكه نقد مدرنيسم و تداوم جريان مدرنيسم است. «٢» پست مدرنيسم يعنى شناخت تمامى رويكردهاى انتقادى معاصر كه در دوران بحران مدرن شكل گرفتهاند. به عبارتى، به مثابه يك پيكره پيچيده، مبهم، متنوع و چند چهره و يك جريان پر نفوذ و قدرتمند فرهنگى، سياسى و روشنفكرى است و ويژگى اساسى آن چالش با علم و عقل مدرنيته و دكترينهاى جهان مدرن است. «٣» مولفهها و شاخصهاى پست مدرنيسم برخى از مولفهها و شاخصهاى پست مدرنيسم چنين اند:
١- نفى وحدت گرايى و اعتقاد به كثرت و انشقاق و نسبيت: هر آنچه تاكنون متصف به وحدت انگاشته مىشده است، در تفكر پست مدرنيسم متكثر معرفى مىشود. در پست مدرنيسم در كل رفتار و انديشه حاكم بر آن، بويژه در ادبيات و هنر، تركيب، اختلاط، التقاط، آميزشهاى متنوع و متضاد و پراكندگى در كانون توجه و تأمل قرار مىگيرد.