غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٥١

شيطانى و مانند ارواح حيوانات است. اين تعاليم خود ساخته، بهشت را فقط مخصوص يهوديان مى‌داند و بر اين اعتقاد است كه هنوز مسيح پيامبر نيامده و وقتى بيايد، پادشاهى يهود ايجاد خواهد شد.
طبق تعاليم تلمود، غيريهوديان براى خدمت كردن به يهوديان خلق نشده‌اند. اگر يهود نبود، بركت از روى زمين برداشته مى‌شد. آفتاب ظاهر نمى‌شد و باران نمى‌باريد. «١» نقش قدرتهاى غربى در ايجاد و تداوم حيات اسرائيل‌ صهيونيسم مولود دوران تحول و انتقال سرمايه دارى غرب به مرحله امپرياليسم است.
در اين دوره، همه قدرتهاى بزرگ براى تأمين منافع استعمارى، فعالانه در پى يافتن جاى پايى استوار در خاورميانه شدند. نخستين بار ناپلئون بناپارت به جلب همكارى يهوديان عليه امپراتورى عثمانى دست زد كه البته در اين كار ناموفق ماند. سپس، بيسمارك آلمانى براى پاسدارى از راه آهنى كه قرار بود از برن- شهرى در آلمان- به بغداد كشيده شود، به جذب و به كارگيرى يهوديان همت گماشت. دلايلى بسيار در تأييد سهم قدرتهاى بزرگ استعمارى در پديد آمدن و تداوم حيات صهيونيسم در دست است. به عنوان مثال، در ١٢١٩ ش/ ١٨٤٠ م روزنامه تايمز لندن نوشت كه پيشنهاد استقرار يهوديان در سرزمين فلسطين مورد حمايت پنج قدرت بزرگ جهانى است.
از ميان اين پنج قدرت بزرگ جهانى، دولت انگليس گوى سبقت را از ديگر قدرتهاى اروپايى ربود و نقش اساسى و اوّل در ابداع و اختراع صهيونيسم ايفا كرد كه سرانجام زمينه ساز تأسيس رژيم غاصب اسرائيل شد. به طور نمونه، تصويب نامه بالفور دريچه‌اى تازه به روى صهيونيستها گشود تا با اميدوارى به آينده، طرحهاى خود را پى گيرند و جديت و تلاش خود را بيش از پيش كنند. هنگامى‌كه تصويب نامه بالفور در نوامبر ١٩١٧ منتشر شد، چرچيل سياستمدار بزرگ انگليسى گفت: «من صددرصد صهيونيستى هستم.» «٢»