غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٣٨

پرسيدند: فرزندت كيست؟ فرمود: مهدى كه زمين را از قسط و عدل پر مى‌سازد، همان سان كه از ظلم و جور پر مى‌شود. سوگند به آن كه مرا به حق برانگيخت تا بشارت و انذار دهم، اگر از عمر دنيا فقط يك روز بماند، خدا چنان طولانى‌اش مى‌سازد كه فرزندم مهدى ظهور مى‌كند و آن گاه عيسى پسر مريم پشت سرش به نماز ايستد. «١» اسلام و مبانى فكرى و فلسفى جهانى شدن‌ مبانى فكرى وفلسفى تمدن و فرهنگ اسلامى، ريشه در وحى الهى دارد كه عقل و فطرت اصيل انسانى نيز بر آن مهر تأييد مى‌زند. مى‌توان گفت كه مهم‌ترين مبانى فكرى و فلسفى تمدن و فرهنگ اسلامى به قرار زير هستند:
١- فطرت گرايى‌ نخستين اصل جهانى شدن در اسلام، بحث فطرت گرايى است. فطرت به عنوان فراگيرترين عامل همگرايى اجتماعى مؤمنان به شمار مى‌رود. به همين دليل، خداوند مى‌فرمايد:
فَأَقِمْ وَجهَكَ لِلدّينِ حَنيفاً فِطرَتَ اللَّهِ الَّتى فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لاتَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدّينُ الْقَيِّمُ وَلكِنَّ اكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ. (روم: ٣٠)
پس روى خود را متوجه آيين خالص پروردگار كن! اين فطرتى است كه خداوند انسانها را بر آن آفريده، دگرگونى در آفرينش الهى نيست. اين است آيين استوار ولى بيشتر مردم نمى‌دانند.
٢- كرامت انسانى‌ خداوند انسان را گرامى داشته است. در نظر گاه اسلامى انسان موجودى مادى و معنوى است. از اين رو، برنامه جهانى شدن تمدن اسلامى با برنامه جهانى شدن غربى- كه در پى سلطه بر انسان است- از بنيان متفاوت است. اسلام در پى ارج نهادن به انسانها