غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٢٩

درس دوم: غرب و جهانى سازى‌ اصطلاح «جهانى سازى» در دهه‌هاى پايانى قرن بيستم پا به عرصه گفتمانهاى اجتماعى گذاشت و توانست در مدت كوتاهى جزء فراگفتمانهاى عصر قرار گيرد و توجه انديشمندان جهان را به سوى خود جلب كند. جهانى شدن پديده‌اى است كه بروز آن در عصر حاضر موجب تغيير و تحولات بسيارى در زمينه‌هاى اقتصادى، اجتماعى، فرهنگى و سياسى در عرصه بين الملل شده و كشورهاى بسيارى را به چالش كشانده است.
واژه‌شناسى‌ از آنجا كه نسبت به شناخت پديده جهانى شدن و تعريف و توصيف آن، هنوز وحدت نظرى وجود ندارد و از طرفى در تمامى حوزه‌هاى سياست و فرهنگ و اقتصاد روندهاى متضادى مشاهده مى‌شود، دست يافتن به تعريفى جامع با مشكل روبرو است. لذا جهانى شدن يك مفهوم پارادكسيكال (متناقض) و مناقشه‌بردار است كه تعاريف و تعابير مختلفى از آن شده است. در مورد واژه، «جهانى شدن» كه معادل Globalization در فارسى به كار برده مى‌شود، اتفاق نظر چندانى وجود ندارد. لكن چند تعريف، مى‌توان ارائه نمود كه هر كدام از آنها ابعادى از آن را نيز روشن مى‌كنند.
١- جهانى شدن يعنى يكسان شدن و مشابه شدن دنيا؛ بدين معنا كه به دليل افزايش ارتباطات، استفاده از شبكه‌هاى ماهواره‌اى، رايانه‌اى، مخابرات و كانالهاى تلويزيونى، به تدريج كل ارزشها، مدلها، الگوها و فرهنگ جهانى يكسان شود.