غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٢٦

استعمار زده دست نشاندگان و سرسپردگان داخلى و بومى را روى كار مى‌آورد، همانها كه به ظاهر داعيه تأمين منافع ملى داشته و خود را دلسوز مردم و كشور خود جلوه مى‌دهند ولى در واقع جز تأمين منافع اربابان خود سودايى در سر ندارند:
مكانيسم مهم استعمار نو، حكومتى است كه در خود كشور مستعمره بر پا مى‌شود. حكومت جديدترين كشورهايى‌كه استقلال يافته‌اند حكومتى متشكل از گروه نخبگان است. اين گروهها توسط استعمار تشكيل شدند. ايالات متحده امريكا و ساير قدرتهاى استعمارى بارها در امريكاى لاتين، افريقا و آسيا به حكومتهاى ارتجاعى يارى رساندند و يا خود آنها را روى كار آوردند. «١» ويژگى اين روش آن است كه اولًا هزينه و بدنامى كمترى براى استعمارگران سلطه گر دارد و در نتيجه، راحت‌تر به اميال خود مى‌رسند، ثانياً كشورهاى زير نفوذ استعمار، به ظاهر داراى استقلال سياسى به نظر مى‌رسند، ولى در باطن، وابستگى آنها حفظ مى‌شود.
٢. حقوق بشر:
در جهان متمدن و پيشرفته امروزه واژه حقوق بشر معناى حقيقى خود را از دست داده و به صورت يك حربه سياسى در دست قدرتمندان چپاولگر درآمده است. نقض حقوق بشر به صورتى فراگير در عملكرد دول سلطه گر غربى پديدار گشته است، به گونه‌اى كه آتش آن تنها در درون مرزهاى داخلى آنها محدود نشده، بلكه گستره آن ممالك ديگر را نيز در بر گرفته است. بى توجهى به حقوق بشر در صحنه نظام بين الملل به صورت تهاجمات نظامى و فرهنگى و سياسى، گرسنگى جهانى، تجارت كودكان، غارت منابع طبيعى كشورهاى عقب نگهداشته شده و ... اثر منفى خود را در جهان سوم باقى مى‌گذارد. در حال حاضر يكى از اهرمهاى فشار كشورهاى استعمارگر به ويژه امريكا عليه كشورهايى همچون ايران كه حاضر به پذيرفتن سلطه آن كشور نيستند، اهرم حقوق بشر است. اگر