غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ١٦

نتيجه آنكه با توجه به وقايع اواخر قرن هيجدهم و اوايل قرن نوزدهم ميلادى براى مدتى هر چند كوتاه، كوشش براى تصرفات جديد يا تشكيل امپراتوريهاى جديد به حالت ركود و سكون در آمد. «١» امپرياليسم نو علل حيات يافتن دوباره امپرياليسم را مى‌توان به طور خلاصه به شرح زير بيان كرد:
- كشورهاى اروپايى كه دراواخر قرن هيجدهم و اوايل قرن نوزده ميلادى درگير جنگهاى ناپلئونى در اروپا شده بودند، در اواخر قرن نوزدهم و پس از گذشت بيش از نيم قرن از صلح كنگره وين يك دوره ثبات را تجربه مى‌كردند و توانستند از نظر سياسى و اقتصادى تجديد قوا كنند. آنها اكنون با فراغت از مسائل بازسازى داخلى، مى‌توانستند به سوى ساير سرزمينها بروند.
- نياز به‌فروش كالاهاى توليدى اضافى در جهان كه تعرفه‌هاى گمركى آنها روبه ازدياد بود. پس از انقلاب صنعتى، توليدات كارخانه‌ها در حجم زيادى صورت مى‌گرفت و بازارهاى داخلى قادر به جذب اين اضافه توليد نبودند. بنابراين مى‌بايست بازارهاى جديد در سرزمينهاى جديد، تحت تسلط و كنترل در آيند تا اين اضافه توليد كارخانجات به فروش برسد.
- افزايش توليد كالا پس از انقلاب صنعتى، نياز به مواد خام معدنى را افزايش مى‌داد و كشورهاى اروپايى يا فاقد اين مواد معدنى بودند يا در حد كافى نداشتند. بنابراين در جست و جوى آن به سرزمينهاى جديد رو آوردند.
- انباشت سرمايه از علل اصلى رشد امپرياليسم جديد بود. سرمايه‌داران در ساير سرزمينها سرمايه‌گذارى كردند و متوقع بودند كه دولت از آنهاحمايت كند و اين حمايت، به ايجاد سلطه منجر مى‌شد.