غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٦٥
٤- برابرى از ديدگاه نظريه ليبرال دمكراسى، شهروندان كشور بايستى در برابر قانون، يكسان و برابر باشند. اين برابرى مىتواند از حدود سياسى خارج شده، معناى درجهاى از برابرى در فرصتها در همه زمينهها را به خود بگيرد. «١» جان رالز، فيلسوف سياسى امريكا و نظريه پرداز عدالت اجتماعى، معتقد است كه در نظام ليبرال دموكراسى، نابرابرى اقتصادى و اجتماعى وجود دارد و حذف اين نابرابرى براى نظامهاى ليبرال دمكراسى، نه ممكن است و نه مطلوب. زيرا، پيروان اين نظام ايمان دارند كه نابرابرى به ايجاد رقابت و آن هم، به افزايش قدرت و ازدياد ثروت مىانجامد.
البته رالز آرزو مىكند نابرابريها بهگونهاى كنترل و هدايت شود كه بيشترين منفعت و سود را نصيب فقيرترين و محتاجترين افراد جامعه نمايد. مع الوصف او مىافزايد برابرى فرصتها نيز براى همه اعضاى جامعه به منظور نيل به مناصب سياسى و اجتماعى در نظامهاى ليبرال دموكراسى ديده نمىشود. «٢».
مدرنيسم و پست مدرنيسم «٣» مكاتب مختلف فكرى و هنرى غرب را در يك تقسيم بندى كلى مىتوان به دو دسته تقسيم كرد: نخست مدرنيسم (نوگرايى) و ديگرى پست مدرنيسم.
مدرنيسم مدرنيسم «٤» از نظر لغت به معنى امروزى بودن، معاصر بودن، در زمان حال زندگى كردن، به آخرين مدها، مدلها و چيزها توجه كردن، انديشه، شخصيت و يا عمل مدرن، و،،