غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٦٢
يكى از مهمترين خاستگاههاى دموكراسى، يونان باستان است، ولى نگرش امروزى به دموكراسى، محصول تحولات جديد در غرب است؛ گرچه ايدئولوژيهاى غير غربى نيز، گوهر و ريشه دموكراسى را تنها به خود نسبت مىدهند. دموكراسى بر اصولى چون رضايت عامه، مشاركت همگانى، برابرى همه در برابر قانون، آزادى بيان، حاكميت قانون، برقرارى نظام نمايندگى يا دموكراسى غير مستقيم استوار است. دموكراسى ليبرال نيز يكى از اقسام همين دموكراسى است كه در آن، آزادى بر اصول ديگر دموكراسى اولويت دارد، به گونهاى كه آزادى بالاتر از برابرى، رفاه و ... قرار مىگيرد و غرب شناسى
[٢] سطح
[٢] ٧٢ نظريه پايان تاريخ ص : ٧١ قانون تا زمانى كه در استخدام آزاديهاى فردى است، معتبر است. در واقع اين الگو، هيچ ايدئولوژى يا چارچوبى، جز اعمال آزادانه اراده افراد را بر نمىتابد. «١» به هر حال، آنچه امروزه به عنوان مفهوم دموكراسى شناخته مىشود، فرزند ليبراليسم و مكمل آن است. به اين مفهوم، دموكراسى تحقق عينى و تعديل شده نظريه ليبراليسم است. «٢» ليبرالها، دموكراسى را در بدترين حالت افراطى آن، تهديدى براى آزادى، مالكيت و فرهنگ بهشمار مىآورند و در بهترين حالت، وسيلهاى براى آزادى است، مشروط به اين كه اصول آن به گونهاى تجديد نظر و تعديل شود كه از خطر استبداد مردمى محفوظ بماند.
اين شرط هنگامى تحقق خواهد يافت كه دموكراسى به ليبرال- دموكراسى تبديل شود.
بر اين اساس دموكراسى، بيش از پيش، نه به عنوان هدفى فى نفسه، بلكه وسيلهاى براى حفظ آزادى، فرديت و تكثر تلقى شده است. ليبرال- دموكراسى، دموكراسى محدود است.
دموكراسى نامحدود، اگر نه بالفعل، بالقوه توتاليترى است و ارزشها و نهادهاى ليبرالى آزادى شخصى، مالكيت خصوصى و اقتصاد بازار را تهديد مىكند. «٣» از مجموع مطالب مذكور مىتوان گفت كه ليبرال دمكراسى مانند هر نظام سياسى ديگر عبارت است از سيستمى دو گانه از قدرت. «٤»