غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٤٨

مى‌كرد و يهوديان باقى مانده در غرب را نيز به سوى فعاليتهاى اقتصادى و سودآور «١» سوق مى‌داد. «٢» ٢- بورژوازى يهود در آغاز خواهان مهاجرت يهوديان به فلسطين نبود، بلكه به اعتراف حيم وايزمن، اوگاندا بيش‌تر مورد علاقه بازرگانان يهودى بود. درمرحله بعد نيز بورژوازى يهود در پى مهاجرت همه يهوديان به فلسطين نبود، بلكه مى‌خواست شمار يهوديان به ميزانى كاهش يابد كه به رفاه اقتصادى آنان درغرب لطمه‌اى وارد نسازد. ناحوم ساكولو در اين باره اعتراف مى‌كند كه صهيونيسم نه به عنوان يك نهضت، بلكه به عنوان يك اقدام مالى و سرمايه دارى ظهور كرده است. البته يافتن مكانى براى خوش گذرانى و نيز دستيابى به كنترل مجدد يهوديان، از ديگر هدفهاى بورژوازى يهود در خلق صهيونيسم شمرده شده است. «٣» ٣- ملى گرايى‌ ناسيوناليسم يا ملى گرايى جديد، محصول انقلاب كبير فرانسه و يكى از آثار تمدن نوين غرب است. پس از انقلاب كبير فرانسه، ميل به وطن خواهى و آرمانهاى قومى در مليتها و اقليتهاى دينى چون يهوديت، افزايش يافت. از اين رو، صهيونيسم را نمى‌توان فرزند درد و رنج يهوديان دانست، بلكه آزار و آسيبى هم اگر به يهوديان نمى‌رسيد، باز هم، تولد صهيونيسم بر پايه رشد ناسيوناليسم غربى اجتناب‌ناپذير بود. هرتصل هم با بيان اين كه تشكيل حكومت يهودى بيش از آن كه مسئله‌اى مذهبى يا اجتماعى باشد، مسئله‌اى ملى است، بر تأثير فزاينده ملى گرايى در خلق صهيونيسم تأكيد ورزيد. همچنين مارتين بوبر، يكى از بزرگترين مناديان يهود در قرن حاضر، بر ويژگى ناسيوناليستى صهيونيسم تأكيد مى‌كند. افزون بر اين، آلبرت اينشتين از زيانهاى گسترش ناسيوناليسم بر يهود، بيمناك بود. «٤»