غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٤٥
نموده و به شيوهاى كه او تعيين مىكند، انجام خواهد شد و اين كار به دست بشر انجامپذير نيست. پيروان اين انديشه، گروهى يهودى (صهيونيسم يهودى) و شمارى عيسوى (صهيونيسم مسيحى) «١» هستند. در مقابل، در صهيونيسم غير دينى و غير يهودى، كسانى جاى دارند كه با تكيه بر استدلالهاى تاريخى، سياسى و علمى در پى مشروعيت بخشى به اسكان يهوديان در فلسطين هستند. اين همان صهيونيسم لائيك (غير دينى) است كه تنها مفاهيم سياسى خويش را به زبان دين بيان مىكند. بنابراين، صهيونيسم همواره به معناى يهوديت نيست بلكه گاه به مفهوم حركتى براى غير يهودى كردن يهوديت نيز، به كار مىرود. «٢» زمينههاى پيدايش صهيونيسم ١- يهود ستيزى «٣» يكى از مباحث جالب در تاريخ صهيونيسم، «يهود ستيزى» يا يهود آزارى است. در طول تاريخ حيات يهود، جرياناتى وجود داشته كه يهود آزارى را درجامعه محل زندگى خود باب كرده و به آن دامن زده است. منشأ اين حركت شرارت خود يهوديانى بود كه عكس العمل در برابر يهود آزارى را به دنبال داشت ويل دورانت در اين باره مىگويد:
«در اسپانياى مسيحى، دستگاههاى تفتيش عقايد كه يهوديان را به جرم عقيده و يهودى بودن دستگير و شكنجه مىكردند غالباً توسط خود يهوديان اداره مىشد.»» صهيونيستها مدعىاند كه صهيونيسم، پاسخى به يهود آزارى است. به عقيده آنها، دولتها و ملتها به بيمارى همگانى علاجناپذير يهود ستيزى دچار شدهاند. بنابراين يهوديان را در هر كجا باشند، عنصر بيگانه به حساب مىآورند و آنان را آشكار و پنهان مىآزارند.