غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٣٦
قدرتهاى غربى كه بر جهانى سازى سيطره دارند، با شعارهاى ظاهر فريب جهان را به بردگى مىكشند و تكنولوژى، حكمرانى و سيستم مالى در سطح جهانى را تحت سيطره خود در آورده و از مواد خام و طبيعى كره زمين به راحتى و با قيمتهاى پايين استفاده مىكنند. آنان در كنار برخوردارى از قدرت نفوذ در وسايل ارتباط جمعى، سلاحهاى كشتار جمعى را نيز در اختيار دارند. بنابراين «جهانى شدن» در جهان غرب با حالت فرمانروايانه ظاهر مىشود نه حالت مشاركت جويانه. آنچه غرب به ويژه امريكا در اهداف جهانى شدن دنبال مىكند به طور خلاصه چنيناند:
الف- سركوب پايههاى مصونيت، مقاومت و نقش ملتها در تعيين سرنوشت خود.
ب- محو كردن رقيب احتمالى و يا از بين بردن قدرتهايى كه مانع مىشوند ملتها بازارى براى مصرف توليدات غربى شوند. به طور كلى اهداف آشكار و پنهان غرب در پروژه جهانى سازى، نابودى قدرتهاى ضربه ناپذيرى از قبيل اعراب يا مسلمانان، چينيها يا هندوها و يا غير اينهاست كه در آينده از آنها قدرتهاى رقيب- در زمينه تمدن- مىسازد.
تلاش براى غربى كردن فرهنگ چين و نيز تحميل رژيم صهيونيستى بر مسلمانان و ملت عرب، نمونه هايى از تلاش غرب در اين جهت است.
اسلام و جهانى شدن اسلام، آيينى جهانى است و مسلمانان براى جهانى كردن اسلام، بسيار كوشيدهاند.
شيعيان نيز به حكومت جهانى امام دوازدهم خويش دل سپردهاند. آيات و روايات اسلامى نيز پروسه جهانى شدن اسلام را تأييد و تأكيد كردهاند. البته جهانى شدن اسلامى يعنى جهانى كردن ارزشهاى الهى، بدون به كارگيرى زور و سلطه و تعالى انسان در همه عرصههاى زندگى فردى و اجتماعى و حيات اخروى با حفظ توسعه همه جانبه، گسترش وابستگى متقابل، افزايش ارتباطات انسانى و اعاده حقوق ملتها. در اينجا به سه نمونه از آيات و رواياتى كه به موضوع جهانى شدن اسلام اشارت بردهاند، بسنده مىنماييم.