غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٣٤
٣. سكولاريسم )secularism(
واژه «سكولاريسم» كه از كلمه لاتينى secularis و seculu مشتق شده، امروزه به معناى دنيا، گيتى و اصطلاحاً به مفهوم دنيا گرايى، دنيا زدگى، دنيوى گرايى، جداانگارى، لادينى، دين گريزى و عرفى گرايى است. سكولاريسم يعنى آنچه بهاين جهان تعلق دارد، به همان اندازه از جهان ديگر و خدا دور است؛ يا همه آن چيزى كه با تعاليم شرعيه مخالف است و با امور دنيوى، سازگار. معنايى گستردهتر براى سكولاريسم، به اين قرار است:
سكولاريسم گرايشى است كه به حذف يا بى اعتنايى و به حاشيه راندن نقش دين در حيات سياسى اجتماعى انسان مىانجامد. فرايند دين زدايى يا قداست زدايى را عرفى كردن يا دنيوى كردن يا سكولاريزاسيون مىنامند. «١» زمينههاى ظهور و رشد سكولاريسم را مىتوان در موارد زير جستوجو كرد:
شكلگيرى طبقه جديد بورژوازى طرفدار سكولاريسم، فقدان نظام سياسى اجتماعى در مسيحيت، تفسير دنيا گرايانه متون دينى از سوى برخى از متفكران مسيحى، رفتار خشن ارباب كليسا با مخالفان، دخالت مستبدانه آنان در امور اجتماعى و حكومتى، بروز فساد و ضعف گسترده در دستگاه كليسا، ناتوانى آنها در پاسخ به شبهات، پيدايى رنسانس و نهضت اصلاح دينى و ظهور جنبش روشنگرى و رشد علم و صنعت (علم گرايى). در سكولاريسم سخن از آن است كه حكومت خدا جاى خود را به حكومت مردم مىدهد، رشد علوم تجربى به نفى لزوم تدبير و حاكميت خدا مىانجامد، قلمرو دين به رابطه شخصى انسان با خدا و امرى خصوصى محدود مىشود، تمام شئون زندگى انسانى و اجتماعى تنها به روش علمى و آزمون تجربى قابل تجزيه و تحليل است. «٢» آثار و پيامدهاى جهانى شدن الف) آثار مثبت جهانى شدن ١- ارزان و به روز شدن آموزش فراگير علمى؛