غرب شناسى(2) سطح(2)

غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٣٣

از قرن چهاردهم ميلادى تا امروز، اومانيسم و نحله‌هاى مختلف اومانيستى باورهاى خود را اين گونه بر شمرده‌اند: محوريت انسان و پاى بندى به خواستها و علايق انسانى در زندگى اجتماعى، بر شمردن عقل و اختيار به عنوان ابعاد بنيادى انسان و زندگى جمعى، ايمان به بنا نهادن اخلاق و جامعه بر مبناى خود مختارى انسان، تأكيد بر دمكراسى به عنوان بهترين تضمين كننده حقوق انسانها، ارزش گذارى ايدئولوژيها و سنتهاى دينى، سياسى يا اجتماعى با معيار انسان نه ايمان، نگرش واقع بينانه به انسان و اعتقاد به بى بديل بودن جانشينى انسان. نتيجه اين كه بى همتايى انسان، عقل گرايى و تجربه باورى، هسته مركزى و كانون اصلى اومانيسم را تشكيل مى‌دهد. به طور كلى انديشه اومانيستى در اقتصاد، فرهنگ و سياست اثر گذاشته و اقسام مختلف تفكر اومانيستى را پديد آورده است. «١» ٢. ليبراليسم‌ )Liberalism(
واژه ليبراليسم به معناى آزادى خواهى و ليبرال به معناى آزادى خواه است. ليبرال از واژه لاتينِ Liberten اشتقاق يافته است. liberty به معناى آزادى با صبغه سياسى اجتماعى و Freedom آزادى با صبغه فلسفى و اقتصادى است. البته ليبراليسم معناى وسيع‌ترى دارد و افزايش آزادى فردى در جامعه تا حد مقدور و ميسور را در بر مى‌گيرد. ليبراليسم شامل همه روشها، نگرشها، سياستها و ايدئولوژيهايى مى‌شود كه هدف عمده آنها، فراهم آوردن آزادى بيشتر براى انسان است. «٢» امروزه منظور از معناى آزادى، اباحيگرى و آزاد انگارى بشر به‌نحو مطلق است كه البته اين معناى آزادى در ذهنيت جامعه غربى با آن آزادى كه دين مطرح مى‌كند سازگار نيست. لذا آزادى ليبراليستى به مفهوم غربى آن به‌معناى آزادى در همه زمينه‌ها و در همه شئون و ابعاد زندگى است كه انسان ليبرال پاى بند به هيچ حدى از حدود و به هيچ قيدى از قيود نيست مگر قيد و بندى كه خود آن را براى حفظ آزادى ديگران بپسندد. «٣»