غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٣٠
٢- جهانى شدن روندى از دگرگونى جهانى است؛ پديدهاى است چند بعدى كه اقتصاد، سياست، فرهنگ، حقوق، امور نظامى، فناورى و نظاير آن را در بر مىگيرد و با تحقق آن مرزهاى ملى از بين رفته، واحدهاى سياسى جهانى يعنى دولت- ملتها نقش گذشته خود را از دست مىدهند و قوانين عام و بين المللى در جهان حاكم مىگردد.
٣- جهانى شدن بهمعناى يكپارچه سازى و دموكراتيك كردن فرهنگ و اقتصاد است؛ يعنى شالوده جهانى شدن از طريق سرمايه گذارى فراملى، تسريع در افزايش فناورى ارتباطات و اطلاعات و ادغام بازارهاى محلى، ملى و منطقهاى شكل مىگيرد. «١» تاريخچه جهانى شدن استفاده از واژه جهانى شدن به تازگى در گفتمان اقتصادى، اجتماعى و فرهنگى كشور مرسوم شده است، ولى پيشينه تاريخى آن غرب شناسى
[٢] سطح
[٢] ٣٩ ١ - عدالت ص : ٣٩ را در سطحجهانى و بينالمللى حداقل مىتوان از اوايل نيمه دوم قرن بيستم سراغ گرفت. اتفاقاتى نظير تأسيس سازمان ملل (١٩٤٥)، انتشار كتاب دهكده جهانى توسط مارشال مك لوهان (١٩٦٥)، انتشار كتاب موج سوم توسط الوين تافلر (١٩٧٨)، پايان جنگ سرد (١٩٨٩) و اتحاد پولى يازده كشور اروپايى (١٩٩٨) همگى از پيش زمينههاى بروز پديدهاى است كه هر چه مىگذرد بر شدت و قدرت آن افزوده مىشود. «٢» گذشته از موارد فوق، مىتوان گفت شرايط و مسير حركت اقتصاد جهانى به گونهاى است كه بروز اين پديده و تقويت آن نتيجه منطقى اين حركت مىباشد. براى مثال در تأسيس گات) GATT (و متعاقب آن سازمان تجارت جهانى) wto (در سال ١٩٩٥، چيزى كه بيش از همه نقش داشت اين بود كه شرايط توليدى و رشد اقتصادى كشورها به جايى رسيده بود كه آزاد سازى تجارت در جهان به صورت امرى اجتنابناپذير در آمده بود. اين سازمان امروزه با آزاد سازى جريان سرمايه در جهان، بيشترين نقش را در پيشبرد و تقويت پديدهاى دارد كه ما امروزه از آن به عنوان جهانى شدن ياد مىكنيم. «٣»