غرب شناسى(2) سطح(2) - نصر آبادی، محمد باقر - الصفحة ٢٢
٣. اهداف فرهنگى:
الف- نفى ارزشهاى فرهنگى: سلطه گران بين المللى و در رأس آنان آمريكا، فرهنگ و معتقدات ملى كشورها را از موانع اصلى ادامه حاكميت مطلق خود مىبينند. آنها مىخواهند فرهنگ ملى ملل مستضعف را محو نموده، به جاى آن فرهنگ و ارزشهاى خود را جايگزين كنند. در اين صورت است كه چپاول جهان سوم بدون وقفه و به راحتى ادامه پيدا مىكند. استعماگران جهان را با عينك اعتقادى و فرهنگى خود مشاهده مىكنند، بنابراين هر حركت آگاه كنندهاى را كه مطابق با فرهنگ سلطه گرايانه آنان نباشد، به شدت محكوم و منكوب مىنمايند. و به طور مسلم مردم آلوده به چنين فرهنگى، ديگر به ارزشهاى فرهنگى خود توجهاى نشان نمىدهند.
ب- ترويج و اشاعه فساد: خوشگذرانيها، مصرف زدگى و ... جلوى هر گونه تفكر و خلاقيت مفيد را مىگيرد. بنابراين چنين جامعهاى به هيچ وجه توجه ندارد كه چه كسانى چرا و چگونه بر او حكومت مىكنند. فساد قدرت تخريبى زيادى دارد، عقل و روح انسان را آلوده مىكند و انسانها را برده و اسير خود نموده، استعدادها را خاموش ساخته و از بين مىبرد. فساد اخلاقى بر افكار عمومى اثر عميق مىگذارد و نظام آموزشى را به سمت انحراف و انحطاط سوق مىدهد. امام خمينى (ره) درباره فساد حاكم بر جامعه تحت حكومت رژيم ستمشاهى ايران مىفرمايد:
خدا مىداند كه اگر آن قدرت محفوظ مانده بود تا حالا چه به سر اسلام در اين جا آورده بود. اگر مهلت پيدا مىكرد اين رژيم غير انسانى، اسلام را از محتواى خودش به كلى خالى مىكرد و يك صورت بى محتوا، حتى صورت را هم نمىگذاشت حفظ شود. «١» ترويج فساد كه از سوى نظام سلطه در جهان انجام مىشود، ناشى از تفكر مادى گرايانه انسان غربى است كه سعادت و خوشبختى انسانها را در لذتهاى مادى مىبينند، در نتيجه اشاعه فساد، سلطه گران به مواد خام، نيروى انسانى ارزان و بازار مصرف گسترده دست مىيابند. «٢»